|
|
|
|
|
همانطور که قبلا نوشتم فعلا در باره همه مطالب خانم همسايه امکان بحث ندارم اما حقيقتش در مورد قضيه ازدواج ام کلثوم ؛ ابتدا از اين که به نظر می رسيد خانم همسايه برخلاف مقاله خواني هاي قبلي اين دفعه به ذکر دقيق منابع متعدد شيعه پرداخته و مطلبشان را براي خوانندگان مستند ساخته باشند خوشحال شدم ؛ اما متاسفانه با مراجعه به برخي از موارد ذکر شده نظرم نسبت به ايشان خيلي عوض شد به عنوان نمونه اين متن اولين سندي است که ايشان ذکر کرده اند : الكافي - الشيخ الكليني ج 5 ص 346 باب ) * ( تزويج ام كلثوم ) * 1 - علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن هشام بن سالم ، وحماد ، عن زرارة ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) في تزويج أم كلثوم فقال : إن ذلك فرج غصبناه . ( 3 ) 2 - محمد بن أبي عمير ، عن هشام بن سالم ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : لما خطب إليه قال له أمير المؤمنين : إنها صبية قال : فلقى العباس فقال له : مالي أبي بأس ؟ قال : وماذاك ؟ قال : خطبت إلى ابن اخيك فردني أما والله لاعورن زمزم ( 4 ) ولا أدع لكم مكرمة إلا هدمتها و لاقيمن عليه شاهدين بأنه سرق ولاقطعن يمينه فأتاه العباس فأخبره وسأله أن يجعل الامر إليه فجعله إليه . * ( هامش ) * ... ( 3 ) ام كلثوم هذه هي بنت امير المؤمنين ( عليه السلام ) قد خطبها إليه عمر في زمن خلافته فرده اولا فقال عمر ما قال وفعل ما فعل كما يأتي تفصيله في الخبر الاتى فجعل امره إلى العباس فزوجها اياه ظاهرا وعند الناس واليه اشير بقوله ( غصبناه ) . ( في ) ( 4 ) تعوير البئر تطميمه ... چون ممکن است خوانندگاني که با زبان عربي آشنايي ندارند از ذکر اسناد متعدد ايشان مبهوت شده باشند! لازم است تذکراتي را عرض کنم: 1) در متن فوق صراحتا درخواست خليفه دوم برای اين ازدواج و مخالفت اميرالمؤمنين عليه السلام و تهديدات شديد خليفه دوم و نهايتا اجبار آن حضرت به اين موضوع ذکر شده است. 2) از علماي شيعه برخي موضوع اين ازدواج را کاملا مردود مي دانند و عده اي نيز فقط به نقلهاي مختلف اکتفا کرده و خودشان نظر نداده اند و برخي نيز نظير مورد فوق قائل به تهديد و اجبار از طرف خليفه دوم هستند! پس در هر حال آن مسالمت و محبت و ارادتي که ايشان از اين موضوع نتيجه گرفته اند کلا منتفي است. 3) بعلاوه چون همين متن مورد استناد ايشان قرار گرفته بنده از ايشان درخواست می کنم که بر همين اساس حرفهای قبلی خود را مبنی بر رضايت اهل بيت عليهم السلام بر حکومت وقت پس بگيرند و متوجه شوند که جو ارعاب و وحشت ( و نه مودت فی القربی که درخواست قرآن است ) در آن زمان تا چه اندازه بوده است و به ريشه های جدايی مسلمين و مذاهب مختلف پی ببرند. 4) چون بنده با شيوه های رايج در اين بحثها آشنايي دارم احتمال می دهم که ايشان هم مانند خيلی ها اصلا اين منابع را نديده و يا حتی در اختيار نداشته و به کپی القائات ديگران پرداخته باشند چرا که در غير اين صورت از ايشان انتظار می رفت حداقل روايت صحابی بزرگوار ائمه را که قبلا متهم به دروغگويی کرده بودند مورد استفاده (يا سوءاستفاده ) قرار ندهند! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط امامی
|
|
||