با تشکر از برادر اهل تسنن نصر من الله! که مدتی قبل زحمت یافتن منبع ارجاعات فوق را کشیدند! امیدوارم خداوند در قبال این خدمتش ، نعمت هدایت به اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم را نصیبش فرماید. الهی آمین
و حالا یک سوال از سنی ها که قضیه غار را به دورش حصاری کشیده اند که در باره آن کسی فکر هم نکند : چرا نام ابوبکر به عنوان یار غار پیامبر در قرآن نیامده است؟!!
و در پایان نمایشی از اخلاق اسلامی! بجای استدلال برهانی:
بكوشيد قبل از ملاقات رسول الله به چيزي بگرويد كه بر اساس برهان است نه بر اساس جهل و شايعه و شهرت و زور و ... قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين هر كه برهان غالب را آورد او اسلام حقيقي است چه شيعه چه سني
جواب این پیام :
[ ترکمن ] - [ شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ - 00:10 ] - [ ايميل ] شیعه یعنی زاده ی ابن سباء یهودی شیعه یعنی کفر بالله شیعه یعنی .... (فحش رکیک بوده که حذف کردم) شیعه یعنی بذات نجس شیعه یعنی شیون و زاری شیعه یعنی بر سر و کله زدن
شیعه یعنی عشق بازی با خدا یک نیستان تک نوازی باخدا
شیعه یعنی صد بیابان جستجو شیعه هجرت از من تا به او
شیعه یعنی تیغ ،تیغ مو شکاف شیعه یعنی ذوالفقار بی قلاف
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی شوق یعنی انتظار صاحب آئینه تا صبح بهار
شیعه یعنی سالک پا دررکاب تا که خورشید افکند از رخ نقاب
چشم ما سرشار آب و آتش است در پی زیبا رخی لولیوش است
گریه ما حق حق ما ، حق حق است ناله از هجر ولی مطلق است
دست علی به همراهت برادر
و
یا علی مدد
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط امامی
|
درباره
من الأحاديث المتواترة الصحيحة الواردة عن الرسول الأعظم صلى الله عليه وآله وسلم هذا الحديث : ". . . وستفترق أمتي بعدي على ثلاث وسبعين فرقة ، فرقة في الجنة والباقون في النار ." هذا الحديث من الأحاديث التي أثبتها المحدثون بكافة طبقاتهم من العامة والخاصة والسنة والشيعة . ومن المضحك أن كل فرقة من الفرق الإسلامية التي تولدت وتكونت خلال هذه القرون تعتبر نفسها هي الفرقة الناجية ، وتعرف غيرها بأنها من أهل النار . وكل يدعى وصلا بليلى * وليلى لا تقر لهم بذاكا
سلام علیکم و خوش آمديد !
... و اما یک گلایه از همه اهل وبلاگستان خصوصا دوستانی که به اینجا سر می زنند :
متاسفانه ما (خودم اولیش هستم!) وقتی به وبلاگهای دیگر سر می زنیم فقط مطالب را می بینیم و اگر حوصله داشتیم می خوانیم ولی میزان نظر دادن به مراتب کمتراز مراجعه کنندگان است. البته ممکن است بگویید اینکه نظر نمی نویسیم اغلب از روی موافقت با نویسنده است و به همین علت است که تعداد نظرات در پایگاههایی که مخالف نظر اکثریت می نویسند زیاد است ولی این کلیت ندارد زیرا ممکن است نظر ندادن برای این باشد که مراجعه کننده اصلا به آن مطلب علاقه ای نداشته و نخوانده باشد و یا خوانده باشد و برای آن هیچ ارزشی قائل نباشد ؛ یا اینکه تصور کرده باشد نویسنده آن مطلب برای نظرات دیگران ارزشی قائل نخواهد شد و ...
من پیشنهاد می کنم از این به بعد اگر به پایگاههای دیگران سر زدیم حداقل در دو کلمه (!؟) هم که شده نظرمان را بگوییم (الببته اگر حالش بود و کاملتر گفتیم بهتره) در اینجا چند نمونه از نظرات دوکلمه ای را که به ذهن خودم رسیده و می شود نوشت می آورم :
سلام. موافقم – سلام. عالیه – سلام. مخالفم –– سلام. چرنده! – سلام. مزخرفه (مزخرف ظاهرش خوب به نظر می رسد ولی در باطن محتوای خوبی ندارد ولی چرند ظاهر خوبی هم ندارد) – سلام. متوسطه – سلام. ناقصه – سلام . غلطه –سلام. نخوندم – سلام. استفاده کردم (ببخشید سه کلمه شد!)
خیلی وقتها اگر نظر شما به تنهایی هم موثر نباشد حجم نظرات مشابه بر نویسنده موثر خواهد بود حالا یا در اصل مطلب یا در ارائه یا سبک آن.
مهم : این پایگاه در مورد نظراتی که مقررات مذکور در توافقنامه وبلاگ یا شئون اخلاقی را رعایت نکنند و یاغیر مرتبط با مطالب باشند ؛ حق حذف یا تصحیح را برای خود محفوظ می دارد.
قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين
هر كه برهان غالب را آورد او اسلام حقيقي است چه شيعه چه سني