تبليغاتX
سند مکتوب شکست اهل تسنن در بحث با شيعه - شما قضاوت کنید ؛ آيا فهم این مطلب اینقدر سخت است؟!
با مطالعه بحث های موجود در اين وبلاگ به درماندگی اهل تسنن در مقابل بعضی از دلايل شيعه پی خواهيد برد!

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين

 

حمد و سپاس خدايي را سزد که بر بندگانش منت نهاد و براي هدايت ابدي آنان پيامبري را از بين خودشان برگزيد و کاملترين اديان را به وسيله او برايشان فرستاد و براي تفسير و تعليم و تبليغ اين دين و جلوگيري از تحريف و محو آن شايسته ترين بندگان خويش را به جانشيني آن حضرت برگزيد و درود بر پيامبر رحمت صلي الله عليه و آله و سلم و اوصياء وي که در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نکردند و بزرگترين سرمايه هايشان را نثار آن کردند تا جايي که سيد و سالار شهيدان حضرت حسين بن علي عليه السلام فرمودند :

ان کان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فيا سيوف خذيني ...

 

برادر اهل تسنن آقاي عبدالله در پاسخ مطالب قبلي من در بخش نظرات وبلاگ مناظره مطالبي نوشته بودند که چون به نظر بنده قدري پراکندگي داشت احساس کردم شايد في البداهه و بدون تامل کافي نوشته باشند از اين رو خواستم تا مجددا مطالبشان را در اينجا مطرح کنند و ايشان نيز اين دعوت مرا پذيرفتند و مطالب ذيل را در نظرات قسمت قبلي همين صفحه نوشتند:

(اينجانب نظراتم را با رنگ سبز در کنار مطالب ايشان اضافه مي کنم)

 

 

 

 

شنبه 19 اسفند1385 ساعت: 14:59

توسط:عبدالله

(1)
سلام عليکم...
بنده قبلا يک بار به شما درمورد حديث جعلي (من مات ولم يعرف...) و نسبت دادنشان را به اهل تسنن، به شما گفتم...
اگر مطالب قبلي را که نشاني آن را دادم خوانده بوديد ، در قضاوت عجله نمي کرديد. اصل طرح اين حديث در اين وبلاگ از قول يکي از علماي اهل تسنن بوده که در هنگام تدريس مطرح کرده است. لابد اين را مي پذيريد که من و شما به عنوان شيعه يا سني نمي توانيم بعد از 14 قرن از خودمان و بدون مستند نقلي مطلبي را به دين نسبت دهيم يا رد کنيم و همه مباحثي که در مسير خود با تاريخ سر و کار دارد نياز به بحث و بررسي روايات و توثيق روات و ... دارد. پس من يا شما وقتي مي توانيم نظر خود را حاکم و ديگران را محکوم کنيم که در يک بحث چندمرحله اي و فني و با قضاوتي بيطرفانه چنين امري اتفاق افتد

و اينكه هم اكنون هم در همين صفحه‌ي اول وبلاگ مشاهده ميكنم كه نوشتيد:
[و دوم اينکه بر اساس مدارک اهل تسنن خالدبن وليد در زمان خليفه اول اهل تسنن ، شخصي را بناحق کشته و در همان شب با زن وي همبستر شده ... و برخورد و حکم عادلانه! خلفا با اين دوست صميمي و مابقي قضايا]
سبحان الله...

اهل تسنن كجا چنين حرفي زده؟؟؟

در باره مدارک اهل تسنن در باره اين مطلب در قسمت بعدی خواهم نوشت پس عجله نکنيد! و بعد از مراجعه نظر دهيد
شايد آدرس چند كتاب ميخواهيد به بنده بدهيد... ولي نه آقاي امامي!
اولاً اهل سنت تابحال قلم و زبان خود را از هرگونه ناسزاگويي نسبت به اصحاب بزرگوار، دور نگه داشته است...

شايد هم آدرس چندين كتاب را براي بنده بدهيد و بگوييد كه مال اهل تسنن است! ولي كتاب اهل سنت، قرآن خدا نيست كه كسي نتواند آن را تحريف كند...! مطمئناً اگر چنين كتابي هم دست جنابعالي باشد و مال اهل تسنن هم باشد، و اين مطلب هم در آن باشد، هيچ سندي براي بنده نيست!!! بنده فقط كافيست آن را رد كنم!!!
نميتوانم؟؟؟؟
خوب تا اينجا شما از نظر علمي دقيقا وارد بن بست خطرناکي شده ايد! البته تعبير خطرناک عرفي است و الا براي انسان مسلمان که همواره در پي هدايت است (اهدنا الصراط المستقيم) هميشه لازم نيست به جستجوي جواب رد برخيزد. او به محض يافتن حقيقت در هر کجا تسليم محض است و با کمال شهامت و افتخار به اشتباهش اعتراف مي کند... خلاصه کنم شما دو راه بيشتر براي خود باقي نگذاشتيد ؛ اول اينکه بگوييد اگر بنده از اهل تسنن هم سند صحيح بياورم شما قبول نخواهيد کرد. با توجه به نوشته هاي قبلي که از شما ديدم چنين قصور و استدلال موهوني از شما بعيد است و گرچه در اينجا بويي از آن به مشام مي رسد ولي چون با سخن بعدتان تعارض دارد فعلا تا خودتان تصريح نکنيد متعرض آن نمي شوم. راه دوم اينکه مدعي عدم مطابقت منابعي که به عنوان منابع اهل سنت در نزد ماست با منابع موجود در نزد خودتان شويد که چنين نوشته ايد:
حتماً باز هم ميگوييد «بعضي ها به صراحت ميگويند آن را رد ميكنيم»!!!
خوب عزيز من... اگر نسخه‌هايي كه نزد بنده باشد و چنين چيزي نداشته باشد، بنده حق رد كردن آن را ندارم...؟؟؟
بله! به صرف اين که نسخه شما ندارد حق رد کردن را نداريد چون از نظر عقلی احتمال دارد نسخه شما جعلی باشد! بلکه تا اين اندازه حق داريد که تشکيک کرده و دلايل کاملتری طلب کنيد
بدنام كردن كسي كاري ندارد... ولي اثبات آن مشكل است.

حتي همين حديثي هم كه به امام بخاري نسبت داده‌ايد (من مات و لم...) بنده از هر يك از علماي خود پرسيدم گفتند چنين چيزي نه در بخاري و نه در مسلم و نه در كتب معتبر ديگر وجود ندارد!!!
خوب شما نوشتيد که از علماي خود پرسيديذ و گفتند وجود ندارد!

حالا يک سوال : اگر بنده اين دفعه نشاني ها را دقيقتر بدهم که به علمايتان زحمت! ندهيد و خودتان با چشم خودتان ببينيد و براي شما ثابت کنم که در همان صحاح تحريف نشده وجود دارد شما چه خواهيد کرد؟! من فعلا منتظر جواب شما در اين مورد خواهم ماند.

آيا جناب قمي آنچنان كه براي شما محترم است، امام بخاري نبايد براي ما محترم باشد؟؟؟ اينجا از مطالبي است که تصور مي کردم قبلا با عجله و بدون تامل نوشتيد و ديگر تکرار نخواهيد کرد اما با کمال تعجب باز هم !!

جناب عبدالله از شما بعيد است! بله من براي تحريک برخي برادران شيعه مان اشاره به هتک حرمت مرحوم شيخ کرده بودم ولي بطور کلي اين بحث چه ربطي دارد به احترام و ... ؟ شما مثل اينکه نوشته هاي آخر بنده را اصلا نديديد : حالا به فرض كه امامي مغرض بوده و عمدا دروغ و تهمت زده باشد
اين كار شما اسلامي و قرآني است؟ لايجرمنكم شنئان قوم ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي

من فرض می کنم که همه حرفهایی که به من نسبت دادید درست باشد و من اصلا مغرض و فریبکار باشم حال شما با عنوان دعوت به اسلام در مقابله با من حق دارید شما هم تهمت به دیگران بزنید که به این وسیله من محکوم شوم؟ سخن من بسیار روشن است. خانم هدایت ادعا کرده و نشانی معینی را هم داده و بنده کاملا خلاف آن را در همان نشانی!

اگر ایشان راست گفته شما اصل آن را بیاورید و من را محکوم کنید اما اگر در این یک مورد حق با من بود وظیفه شما بازخواست از کسی است که با کارش آبروی شما را هم می برد.

 

بحث من اين بود که چرا وقتي دروغگويي کسي ثابت شده و عذرخواهي هم نمي کند ديگران انذار و اعراض را در پيش نمي گيرند؟ من بايد جوابگوي عمل خودم باشم ولي اين چه ربط به کار وي دارد؟ اگر در بين شيعه چنين اتفاقي بيفتد بنده خودم بلافاصله محکوم  مي کنم چون ضرر اصلي و درازمدت کذب و خيانت به خود گوينده اش و دوستان و حاميانش برمي گردد و به طرف مقابل اگر هم ضرري برسد کوتاه مدت است.

 

درحاليكه امام بخاري احاديث خودش چنان با احتياط جمع كرده كه ميتوان گفت 99 درصد آن كاملا صحيح است و اگر يك درصد باقي مانده هم ناصحيح باشد شايد بعدها اضافه شده و يا شايد هم خطاي انساني بوده...
و اينكه امام بخاري در سال 194 هجري بدنيا آمده و عباس قمي كي بدنيا آمده؟ لطفاً باز هم عجله نكنيد... بنده نميخواهم بگويم اين از احترام ايشان ميكاهد ولي خودتان مقايسه كنيد، امام بخاري در قرون خير بدنيا آمده و جناب قمي كي؟ آيا حرف كدام يك از آنها صحت خواهد داشت؟؟؟

(2)
حالا شما تنها يك چيز ميتوانيد بگوييد... و آن اين است كه بگوييد علماي اهل سنت دروغ ميگويند كه اين حديث وجود ندارد!!!


و اگر اين را بگوييد ، بنده ديگر نميتوانم شما را قانع كنم... و همينجا عذرخواهي خودم را اعلام ميكنم اگر اشتباه كردم.
نه آقاي عبدالله! من فکر مي کنم اين موضوع چندان هم بغرنج و پيچيده نيست. بلکه مانند همان مثل مشهور است که مي گويند جمعي بر سر تعداد دندانهاي اسب نزاع مي کردند و خادم آنان گفت خوب اين که کاري ندارد آن اسب را بياوريد و دندانهايش را بشماريد! اگر آنطور که من گفتم بود و شما هم ديديد که وجود دارد شما قدري در علمايي که چنين به شما اطمينان دادند تامل کنيد و اگر شما بررسي کرديد و نبود در باره تحريف کنندگان منابع بحث خواهيم کرد.

بنده بارها به دوستانتان هم گفتم كه دنبال عيب جويي نباشيد. و به شما هم ميگويم.


شما چرا يك بار هم كه شده نميخواهيد بيطرفانه قضاوت كنيد؟؟؟
اين را که من هم به شما مي توانم بگويم! اما هر کاري ملاک معيني دارد دوستانتان كه همش دنبال عيب ديگران هستند... آيا اين است بحث علمي؟؟؟ از اينجا به بعد ادعاي مطلبي شده که به بحث فعلي مربوط نيست و بحث مستقلي دارد.

اما در مورد عيبجويي هم در اينجا خلط مبحث شده است ؛ اگر ما سخن از مسائل خصوصي ديگران بگوييم مي شود عيبجويي ولي وقتي کسي علنا اخلاق اسلامي و بلکه انساني را زير پا مي گذارد و عذر هم نمي خواهد و با صداي بلند هم مي گويد خوب کردم! وظيفه همه است که نهي از منکر کنند و بايد حتما پيگيري شود و خواهش مي کنم اقلا اين بحثهاي اخلاقي را اول دقت کنيد و بعدا تذکر دهيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 3:23 قبل از ظهر  توسط امامی  |