تبليغاتX
سند مکتوب شکست اهل تسنن در بحث با شيعه - شما چه فکر می کنید؟!
با مطالعه بحث های موجود در اين وبلاگ به درماندگی اهل تسنن در مقابل بعضی از دلايل شيعه پی خواهيد برد!

در بخش نظرات مقاله قبلی آقای فیض سوالی را طرح کردند که من ابتدا منظورشان را درست متوجه نشده بودم ولی در نوشته بعدی کاملا منظورشان را توضیح دادند:

شما لطف کردید در مطلب قبلی تان گفتید که : (ایشان ابتدا عقیده اهل تسنن را که بطلانش در صحاح خودشان هم آمده است امری مسلم برای هر مسلم فرض کرده و سپس او را محکوم می کند.) و سوال اینست زمانیکه عقیده و ایمان دارید که عقیده اهل سنت باطل است آیا دست دوستی و اتحاد به باطل از موقف حق درست است ،آیا خود باطل و مردود نیست؟ و آیا سبب زایل شدن ایمان در انسان نمیشود

خوب فکر می کردم شما در باره مطلبی که در باره حرف آقای قرضاوی :

اينان شاگردان رسول اكرم و نزديكان وي هستند و لازم است بر آنها احترام بگذاريم؛ ؛ اين احترام گذاشتن براي همه‌ي صحابه پيامبر كه در قرآن كريم نيز اشاره‌ي صريح و مستقيمي به آنها شده است لازم و ضروري است

 نوشته بودم :

ایشان ابتدا عقیده اهل تسنن را که بطلانش در صحاح خودشان هم آمده است امری مسلم برای هر مسلم فرض کرده و سپس او را محکوم می کند.

سوال داشته باشید اما برخلاف تصورم ، خواسته اید بر نتیجه حرف ما اشکال کنید. لازم به ذکر است که بنده همین سوال را ماهها قبل در پست  http://webneveshteazad.blogfa.com/post-154.aspx از خانم هدایت که نوشته بودند :

... بر اين اعتقاد است كه " امام علي بن ابوطالب " او را مى بيند و مى شنود و به نداى او لباس اجابت مى پوشانداگر چنين باشد ، امام علي را به خدايى خوانده اند! ... اين همان شركى ست كه به خداوند جهانيان داده شده .

پرسیده بودم (البته بطور کاملتر) :

سوال = شما که مثل وهابیها تندونتد مارک شرک به دیگران می زنید:

اولا چرا با این آدمهای مشرک دوستی می کنید؟ (اگر ظاهری باشد که بقول خودتان نفاق است و اگر براستی باشد که خلاف قرآن است)

ثانیا اگر خلافش را ثابت کردیم این عمل شما شرعا گناه محسوب نمی شود؟

و ایشان هم در پست بعدی کاملا محترمانه از جواب عذر خواستند:

به دوستى من ديگر اعتراض نگيريد زيرا اين را وظيفه ى شرعى خود مى دانم كه با همه ى مسلمانان روى زمين هم دل و راهنما باشم! که می بینید که در اینجا ما مشرکین! ناگهان جزو مسلمانان روی زمین شدیم !!!

بنده از شما به خاطر طرح مجدد این سوال علمی تشکر می کنم و به شما حق می دهم حتی اگر با این سوال خواسته باشید صداقت مرا بیازمایید چون این حق شما و هر کس دیگری که مورد خطاب تبلیغی قرار می گیرد (خصوصا اگر نسبت به محتوای علمی دعوت احاطه کامل برای ارزیابی نداشته باشد) هست که احتمالات مختلف را در مورد صاحب سخن و اغراض واقعی او بررسی کند.

 

خواننده گرامی بنده موظفم این سوال مهم را که به بوته فراموشی سپرده شده بود و حالا از خودم پرسیده شده جوابی درخور و کامل بدهم اما چون از دیشب تا به حال بیدار بودم نیاز به استراحت دارم. پس فعلا تا شب بعدی شما را به خدا می سپارم و از شما هم می خواهم فکر کنید که پاسخ این معما چه می تواند باشد؟!!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط امامی  |