|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. ثم الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ؛ سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم و منکری فضائلهم اجمعین. در قسمت قبل گفتیم که : 1- لزوم تحقیق و وصول به یقین در امر دین عقلا و شرعا امری همگانی است و کسی حق ندارد مانع دیگران شود. (حتی در اصل توحید نیز قرآن امر به تعقل و استدلال می کند و شگفت اینکه اینان جرات بررسی حقایق تاریخی را نیز از مردم سلب می کنند!) 2- دخالتهای نسنجیده افراد غیرمتخصص در حریم مسائل دینی عقلا و شرعا مذموم و محرم است. (این آش به حدی شور شده بود که شخصی رسما نماز را ترک کرده بود و ادعا می کرد طبق قرآن : اقم الصلوة حتی اتیک الیقین ما فقط تا یقین نکرده ایم موظفیم نماز بخوانیم و من به یقین رسیده ام! غافل از اینکه این یقین به معنای مرگ است!!) این دو موضوع در کنار هم در ذهن امثال قرضاوی مانند پارادوکسی لاینحل انان را به بن بست کشانده تا جایی که ناگزیر شده اند با کمال صراحت منکر یکی از این دو وجه شوند اما پاسخ روشنی که می توان داد و جمع بین این دو بدون پیش آمدن هرگونه محذور است این است که اصل دین و مذهب و لزوم تحقیق و تدقیق در مورد آن ، محدوده امر اول و همگانیست ولی نظر دادن در مورد فروع و مسائل ، مربوط به دومی و اختصاصیست. با این بینش است که هر فرد مسلمان موظف است بررسی کند کدامیک از فرق اسلامی موجود (صرف نظر از کثرت و شهرت و ...) اسلام حقیقی و زر ناب است و کدامها ضلالت در پوشش هدایت و هلاکت در لباس نجات است! و با همین دیدگاه است که پس از تحقیق کامل و وصول یقینی به مذهب حق که چیزی جز اصل دین تمام عیار نیست دیگر هر گونه سوال و اشکال به حیطه عصمت واتصال به منبع وحی و در صورت عدم امکان به متخصصین مذهب حق واگذار می شود و هر گونه دخالت غیر مجاز دیگران ممنوع است. شيخ قرضاوي : مشكل ما با اهل تشيع و مخالفت ما با آنها نسبت به صحابهي پيامبر است؛ من هم چنان بر حساسيت اين موضوع تاكيد و اصرار دارم؛ ممكن نيست كه ما دست در دست هم بگذاريم و شما هم چنان بگوييد لعنتالله علي ابوبكر، عمر و عايشه. اينان شاگردان رسول اكرم و نزديكان وي هستند و لازم است بر آنها احترام بگذاريم؛ الف)خواننده گرامی! شما انصاف دهید کدام شیعه و اصلا کدام انسان عاقلی می گوید من به پیامبری یا هر شخصی ایمان یا حتی محبت دارم و سپس به نزدیکان وی با علم به حرمت آن توهین یا لعن می کند؟! آیا آقای قرضاوی خواسته یا ناخواسته و دانسته یا ندانسته جاده را برای همان تکفیری های تقتیلی صاف و هموار نمی کند؟! و اصلا با چنین بینشی اصولا هیچ امیدی به اتحاد هیچ دو مذهبی وجود خواهد داشت؟!! آیا در دوران تحصیل به ایشان نیاموخته اند که مصادره به مطلوب با استدلال فرق دارد؟ ایشان ابتدا عقیده اهل تسنن را که بطلانش در صحاح خودشان هم آمده است امری مسلم برای هر مسلم فرض کرده و سپس او را محکوم می کند. ب)ایشان رسما درهمان اشتباهی وارد شده که چند لحظه قبلش آن را طرح کرده بود: متاسفانه كساني هستند كه ميگويند ما هيچ اجماعي و هيچ تفاهمي با اهل تسنن نداريم. با اهل تشیع چطور؟ ما مخالف اين قضيه يعني قضيه تكفير هستيم و كافي است كه فرد مسلمان بگويد "اشهد ان لا اله الا الله و اشهدان محمد رسول الله".ولی ظاهرا این مقدار برای غیر شیعه معتبر است!! ج)سخن ایشان قرآن کریم را هم زیر سوال می برد آنجا که نصاری را دعوت به اتحاد بر محور مشترکات دینی می کند. مسلما آنها هم که ایمان به نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ندارند در این باره مطابق میل ما رفتار نمی کنند. د)من اگر طرف مناظره آقای قرضاوی بودم و مانند ایشان اتحاد مسلمین و خواباندن غائله درگیری بین شیعه و سنی (که هدف اصلی دشمنان است) برایم مهم نبود جوابش را اینطور می دادم : مشكل ما با اهل تسنن و مخالفت ما با آنها نسبت به اهل بیت پيامبر است؛ من هم چنان بر حساسيت اين موضوع تاكيد و اصرار دارم؛ ممكن نيست كه ما دست در دست هم بگذاريم و شما هم چنان بگوييد ... الله عن ابوبكر، عمر و عايشه. اينان ... رسول اكرم و نزديكان وي هستند و لازم است بر آنها ... (با عرض معذرت از مادر پهلو شکسته ام سلام الله علیها بخاطر حفظ امتش منظورم را حذف کردم) خیر آقای قرضاوی من و شما اگر کاتولیکتر از پاپ نباشیم باید تا زمانی که در یک محکمه منصف و متخصص و بی طرف حقانیت مذهب خودمان و بطلان مذهب دیگران را ثابت نکرده ایم به آنان هم حق حیات و اظهار نظر درونی بدهیم و تا قبل از چنین داوری رسمی منصفانه این است که هم شما رضی الله را در مسمع ما نگویید و هم ما لعن الله را در مسمع شما نگوییم و این هنر نیست که بگوییم تو از همه اعتقادت دست بردار و بیا با من اتحاد کن! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 2:48 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||