|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. ثم الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ؛ سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم و منکری فضائلهم اجمعین. با عرض معذرت از تاخیر مختصر و ناخواسته ای که پیش آمد لازم است تذکر دهم که به علت طولانی بودن و عدم نیاز ، من فقط قسمتهایی از مناظره را که فرصت کردم اشکالاتش را مطرح کنم ، کپی می کنم و بقیه مناظره در محل خودش : http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-877522&Lang=P قابل دسترسی هست و شامل نکات درست و مفیدی هم می باشد. (نوشته هایی که نقل قول است با زمینه های رنگی است و مطالب زمینه سفید از من است) شيخ قرضاوي نيز در ابتداي اين برنامه با تشكر و ... گفت: ... هدف اين برنامه ايجاد تقارب بيشتر مذاهب و تلاش براي دور شدن از اختلافات و يا به عبارتي زخمها است. در اين جا يك قضيه مهم مطرح است و آن قضيه قضيهي تكفير است. ما ميخواهيم كه اسلام همان گونه كه يك اسلام واحد بوده است يك اسلام واحد بماند و متاسفانه كساني هستند كه ميگويند ما هيچ اجماعي و هيچ تفاهمي با اهل تسنن نداريم. ما مخالف اين قضيه يعني قضيه تكفير هستيم و كافي است كه فرد مسلمان بگويد "اشهد ان لا اله الا الله و اشهدان محمد رسول الله". بله ممکن است كساني باشند كه بگويند ما هيچ اجماعي و هيچ تفاهمي با اهل تسنن نداريم ولی از آن بیشتر كساني هستند كه ميگويند ما هيچ اجماعي و هيچ تفاهمي با اهل تشیع نداريم و البته همه این دو گروه هم اهل تکفیر نیستند و تازه آنها که اهل تکفیر باشند هم همه شان اهل تقتیل نیستند! و اگر منظور ایشان از عبارت كافي است كه فرد مسلمان بگويد "اشهد ان لا اله الا الله و اشهدان محمد رسول الله" این است که جان و مال و عرض و ناموسش از تعرض مصون باشد ، اسلام دین رحمت است و اگر در مورد کسی جرمی ثابت نشده باشد که قانونا بتوان متعرض او شد مصون است و همین شهادتین هم برای این منظور ، اجباری نیست و اگر مجرم باشد که باید قانون رسیدگی کند و شهادتین مانع نخواهد بود. آری ! برای برخورداری از امتیازات جامعه اسلامی ، همین شهادتین کافیست اما برای نجات از عذاب کفایت نمی کند و بنابر حدیث من الأحاديث المتواترة الصحيحة الواردة عن الرسول الأعظم صلى الله عليه وآله وسلم هذا الحديث : ". . . وستفترق أمتي بعدي على ثلاث وسبعين فرقة ، فرقة في الجنة والباقون في النار ." هذا الحديث من الأحاديث التي أثبتها المحدثون بكافة طبقاتهم من العامة والخاصة والسنة والشيعة هر کس برای سعادت دنیوی و اخرویش موظف است فرقه ناجیه را یافته و به آن ملحق شود و صرف حسن نیت و تلاش کافی نیست کما اینکه اگر شخص تشنه ای عمرش را به دنبال سرابی بدود جز خسران مبین نصیبی نخواهد داشت. اما برخورد افراد وجامعه مسلمین با وی تابع شرایطیست که در محل خود ذکر می شود. اما قضيه دوم آن است كه اختلافات شيعيان و اهل تشيع و اهل تسنن نبايد در حضور عامه و در مساجد مطرح شود و بايد اين مساله تنها توسط متخصصان و كارشناسان به بحث و گفتوگو گذاشته شود؛ طرح این موضوع بطور کلی یک مغالطه است که قبلا به آن پرداخته بودیم و با یادآوری آن این قسمت را به پایان می بریم: ... با این حربه که بحث مذهبی کار علماست و دخالت نااهلان در این باره جایز نیست عملا بحثها را به بن بست می کشانند! ما از ایشان می پرسیم که اگر علمای مذاهب به جهاتی بر راه اشتباه خود اصرار ورزند تکلیف پیروانشان چیست؟ آیا در این صورت آنان به همان ضلالتی دچار نمی شوند که قرآن فرموده در اثر پیروی کورکورانه از کبرا حاصل می شود؟ قرآن صراحتا این منطق را محکوم می کند و هر فرد انسانی را امر به تعقل می کند. از سوی دیگر بسیاری که از قرآن و شان نزول آیات و ناسخ و منسوخ و احادیث تفسیری و ... آگاهی ندارند و حتی بعضا از فهم ادبیات عرب صدر اسلام هم عاجزند بدون تحقیق و تامل فقط با تکیه بر تئوریهای رایج و عرفیات و مشهورات به اشکالات بی مورد در باره اساس اسلام می پردازند و یا با تکیه بر اعتقادات یک مذهب خاص و مبنا قرار دادن عقل خودشان به اشکال کردن بر مذاهب دیگر می پردازند.
از طرفی هر انسان بالغ و عاقلی مکلف است اعتقادات خود را تصحیح کند و فقط تابع حق باشد و از این جهت می توان گفت بحث در دین و مذهب امریست همگانی و در حدیث است که وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حتی پیرزنان را هم به اندیشه و تعقل در اعتقادات دعوت می کردند و آنان را در این باره می آزمودند و این سفارش اکید قرآن است که پیروی از نیاکان را نکوهش کرده و تعابیری نظیر افلا تعقلون در کلام وحی نیز مکرر آمده است. من اگر در یک خانواده شیعه به دنیا آمده باشم تا زمانی که حقانیت آن برای شخص خودم ثابت نشده باید با خود فکر کنم که نکند اهل تسنن درست بگویند؟ در آن صورت فردای قیامت من جواب رسول الله را چگونه بدهم که می پرسد چرا به برخی از اصحاب و زوجات من بی احترامی کرده و به آنها کینه ورزیدی؟ چه کسی به تو اجازه داد که آنها را لعن کرده و از آنان برائت بجویی؟ چرا بجای زیارت قبور و حرمها و حسینیه ها و ... باز هم بیشتر از قبل به رفتن مساجد و قرائت قزان نپرداختی؟ و ... بقیه ایراداتی که اهل سنت بر شیعیان می گیرند؟ و من اگر در یک خانواده اهل تسنن به دنیا آمده باشم تا زمانی که حقانیت آن برای شخص خودم ثابت نشده باید با خود فکر کنم که نکند شیعیان درست بگویند؟ در آن صورت فردای قیامت من جواب رسول الله را چگونه بدهم که می پرسد چرا نسبت به اهل بیت من که تنها اجر رسالتم را مودت آنان قرار دادم اهانت و ظلم کردی؟ چرا حقوق و از همه مهمتر وصایت آنان را که آیات قرآنی و در حدیث منزلت و یوم الدار و غدیر و جاهای دیگر امر کرده بودم منکر شدی؟ و ... و از سوی دیگر در مواضع مختلف جایگاه و منزلت عالمان ممتاز گردیده است : هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون ؟ و از دخالت بدون علم کافی در امور نهی شده ولا تقف ما لیس لک به علم و ... چه پاسخی می توان داد که همه این اشکالات را مرتفع کند؟ پاسخ این سوال و علت اشتباه را در قسمت بعدی خواهیم آورد ان شاء الله . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||