|
|
|
|
|
ثم الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ؛ سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم و منکری فضائلهم اجمعین. با اینکه نوشته بودم با طرح مباحث بعدی بسیاری از اشکالات و سوالها خودبخود برطرف می شوند و لذا پاسخ به پیامها را به بعد موکول می کنم ، اما حقیقتا از کم لطفی برخی دوستان صمیمی متاثر شدم. به جرات می توانم بگویم اغلب مباحثی که در ماههای اخیر در اینجا مطرح کردم یا از نظر محتوا و یا سبک ، بدیع و بی سابقه بوده اند و طبعا هر چه هدف بالاتر و مسیر پیچیده تر باشد انتقال مفاهیم به زمان و حجم و طبعا حوصله بیشتری نیاز دارد. جهت اطلاع دوست عزیزی که با عنوان بهاری زحمت کشیده و مطالب بسیاری در جواب اهل تسنن می نویسند ، بنده این پیوندهای کنار صفحه را که جدیدا اضافه کردم سیر اجمالی از حرفهای قبلی را در بر دارد اما اینکه فرمودند بنده خیلی وقت است که به دعوت شما می آیم . ولی هنوز حرفی از شما ندیدیم تا کنون کمتر پستی داشته ام که در آن به حرفهای اساسی و مهم و غیرمعمول نپرداخته باشم. شما اشکالتان این است که با وجود زحمت فراوانی که می کشید به پشت سرتان نگاه نمی کنید که مخاطبتان با شما می آید یا اصلا توجهی به کار شما دارد؟ اما بنده به لطف خداوند متعال بدون اینکه تنشی ایجاد کرده باشم تا کنون از مطالب مهمی (مانند لعن ، شهود ، عزاداری سنتی ، ... ) که بسیاری از مبلغان شیعی نسبت به آنها یا سکوت می کنند و یا خدای نکرده تسلیم می شوند دفاع نسبی آن هم از موضع مطابق با نظر مرجعیت کرده ام و در ادامه مسیر ان شاءالله جامعتر هم بحث خواهم کرد. مثلا من معتقدم اگر شما هم (که حجم و محتوای کارهایتان در وبلاگ اهل تسنن بسیار بیشتر از من و واقعا قابل تحسین است) مسیری را که من در بحث عالم سنی : بر ما واجب است شیعه شویم ! شروع کرده و تا آخر طی کردم ، امتحان می کردید به نتایج مطلوبتری می رسیدید. اما (گرچه مراجعه به سیر موجود بحثهای مذهبی اینجا به اذعان مراجعان برتری موضع شیعه را به روشنی نشان می دهد) حرف اساسی من این است که بحثهای موجود و رایج با اهل تسنن (که خودم هم اقدام کردم و بحمدالله موفق هم بودم) مبنای صحیحی ندارد و به لطف الهی اگر عمری بود و خدا خواست به آن خواهم پرداخت. سوال من از دیگر مراجعان به قوت خود باقیست : اجداد ما به سرعت و فوج فوج از ادیان و مذاهب و مکاتب قبلیشان دست برداشته و متقابلا معارف حیاتبخش اسلام را بر جان خود و عزیزانشان مقدم می داشتند ولی من یک سوال دوستانه از شما خواننده عزیز می پرسم (نه شما مرا می شناسید نه من شما را که از هم واهمه یا رودربایستی کنیم) افرادی مانند ابوذر و بلال و یاسر و سمیه و عمار و ... به محض درک حقانیت اسلام به راحتی از عقیده آباء و اجدادیشان دست کشیده و برعکس بر اعتقاد اسلامی خود تا آنجا پای می فشردند که شکنجه های وحشیانه دشمنان در استقامت آنان هیچ تاثیری نمی گذاشت اگر من یا شما امروز بفهمیم که از مسیر واقعی اسلام منحرف هستیم آیا این شجاعت را داریم که به همان راحتی و صراحت به داشته های قبلی و آباء و اجدادیمان پشت کرده و علنا به مذهب حق بگرویم؟ یا برای ما حفظ و موقعیت خانوادگی و اجتماعی و ... بر رضای خدا ترجیح دارد؟؟؟
ضمنا خوانندگانی که با مطالعه ۲۸ کامنت ضمیمه پست به آنان که برای امام حسین علیه السلام می نویسند : باز هم تحت تاثیر تبلیغات رایج در مورد قمه زنی اشکال دارند اگر توانستند دو عدد سی دی که در این مورد تولید شده و شامل نظر بیش از یکصد تن از علمای طراز اول شیعه از قدیم تا به حال و نظر پزشکان و صاحبنظران بسیار دیگر است را تهیه کنند (کمیاب است) و بعد از مشاهده کامل آنها نظر بدهند (عنوان سی دی ها : حقیقت مظلوم ) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 0:58 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||