|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. ثم الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ؛ سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین واللعن الدائم علی اعدائهم و منکری فضائلهم اجمعین. گفتیم باید ابتدا بفهمیم ماهیت واقعی دین چیست؟ اما به نظر می رسد لازم است دو مطلب را قبلا متذکر شویم : اول اینکه بحثهای ما در مرحله فعلی بیشتر بر مسلمات عقلی تکیه دارد و سایر مبانی علمی در صورت لزوم بعدا مطرح خواهد شد و لذا نباید گله شود که چرا بحث ما در این مسائل مهم دچار نوعی سادگی غیرمنتظره است. دوم اینکه به نظر بنده اغلب مسلمانان روزگار ما برخلاف آنچه وانمود می کنند در جستجو و طالب حقیقت نیستند و به نحوی دچار جهل مرکب شده اند. اینان فقط به دنبال قبولاندن آراء مقبول خودشان به دیگرانند و قبل از هر بحثی طرف مقابلشان را طوری محکوم می دانند که حاضر به فهم مطالبش هم نیستند چه رسد به پذیرش احتمالی آن! از این رو اینان در مواردی هم که نتوانند جواب قانع کننده ای به ایرادات طرف مقابلشان بدهند با خود می گویند که آنچه طرفمان گفته قطعا همه اش باطل است و اگر ما هم نتوانیم جواب دهیم حتما علمای مذهبمان برایش پاسخی دارند! ( و تازه به یاد این می افتند که بحثها علمیست و کار علماست!) از همین روست که بحثها اغلب حالت جدل پیدا کرده و خودنمایی ها مانع از آن می شود که عمده بحثها بر اساس علمی استوار شود چرا که در آن صورت بسیاری از دکانها تخته خواهد شد! واضح تر بگویم بسیاری از مسلمانان عصر ما قرن 15 هجری از نظر عرضه و شجاعت اخلاقی و زرنگی و کیاست به مراتب از تازه مسلمانان صدر اسلام فروترند چرا که آنان با نداشتن بسیاری از امکانات علمی و وسایل ارتباطی امروزی وقتی مختصر تحقیقی می کردند با عقل و امکانات محدودشان به حقانیت اسلام و مذهب حقیقی آن پی می بردند ولی در عصر ما با این همه پیشرفت علم و تعلیم و تعلم ، چنین امکانی به مراتب کمتر شده است. اجداد ما به سرعت و فوج فوج از ادیان و مذاهب و مکاتب قبلیشان دست برداشته و متقابلا معارف حیاتبخش اسلام را بر جان خود و عزیزانشان مقدم می داشتند ولی من یک سوال دوستانه از شما خواننده عزیز می پرسم (نه شما مرا می شناسید نه من شما را که از هم واهمه یا رودربایستی کنیم) افرادی مانند ابوذر و بلال و یاسر و سمیه و عمار و ... به محض درک حقانیت اسلام به راحتی از عقیده آباء و اجدادیشان دست کشیده و برعکس بر اعتقاد اسلامی خود تا آنجا پای می فشردند که شکنجه های وحشیانه دشمنان در استقامت آنان هیچ تاثیری نمی گذاشت اگر من یا شما امروز بفهمیم که از مسیر واقعی اسلام منحرف هستیم آیا این شجاعت را داریم که به همان راحتی و صراحت به داشته های قبلی و آباء و اجدادیمان پشت کرده و علنا به مذهب حق بگرویم؟ یا برای ما حفظ و موقعیت خانوادگی و اجتماعی و ... بر رضای خدا ترجیح دارد؟؟؟ من اگر در یک خانواده شیعه به دنیا آمده باشم تا زمانی که حقانیت آن برای شخص خودم ثابت نشده باید با خود فکر کنم که نکند اهل تسنن درست بگویند؟ در آن صورت فردای قیامت من جواب رسول الله را چگونه بدهم که می پرسد چرا به برخی از اصحاب و زوجات من بی احترامی کرده و به آنها کینه ورزیدی؟ چه کسی به تو اجازه داد که آنها را لعن کرده و از آنان برائت بجویی؟ چرا بجای زیارت قبور و حرمها و حسینیه ها و ... باز هم بیشتر از قبل به رفتن مساجد و قرائت قزان نپرداختی؟ و ... بقیه ایراداتی که اهل سنت بر شیعیان می گیرند؟ و من اگر در یک خانواده اهل تسنن به دنیا آمده باشم تا زمانی که حقانیت آن برای شخص خودم ثابت نشده باید با خود فکر کنم که نکند شیعیان درست بگویند؟ در آن صورت فردای قیامت من جواب رسول الله را چگونه بدهم که می پرسد چرا نسبت به اهل بیت من که تنها اجر رسالتم را مودت آنان قرار دادم اهانت و ظلم کردی؟ چرا حقوق و از همه مهمتر وصایت آنان را که آیات قرآنی و در حدیث منزلت و یوم الدار و غدیر و جاهای دیگر امر کرده بودم منکر شدی؟ و ... (ممکن است خواننده ای بگوید اینها مربوط به صدر اسلام بوده و اهل سنت فعلی چنین نکرده اند اما لازم است متذکر شوم که وقتی قرآن کریم قتل انبیاء را به یهود زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داد و آنان زبان به اعتراض گشودند که اینها مربوط به قبل است در احادیث متعددی قرمودند که اگر کسی به عمل قومی راضی شود او هم در زمره آنان است (فهو منهم) خواننده عزیز! آیا شما اینگونه طالب حقیقت هستید؟ اگر واقعا اینقدر آمادگی دارید بگویید تا حرف آخرم را بزنم و هم شیعه را راحت کنم و هم سنی را !! و اگر چنین جراتی را در اظهار حق و ابطال باطل ندارید و فقط به دنبال بازیهای کودکانه رایج هستید نه خودتان را زحمت دهید و نه وقت من و دیگران را بگیرید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||