تبليغاتX
سند مکتوب شکست اهل تسنن در بحث با شيعه - بحث و مناظره!؟ قسمت 1
با مطالعه بحث های موجود در اين وبلاگ به درماندگی اهل تسنن در مقابل بعضی از دلايل شيعه پی خواهيد برد!

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین.

ثم الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ؛ سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین

واللعن الدائم علی اعدائهم و منکری فضائلهم اجمعین.

 

مدتها بود فرصت کافی و مناسبی نمی یافتم که آنچه را می خواهم به رشته تحریر درآورم و اکنون که به تدریج به ساعتهای پرفضیلت سحر نزدیک شده ایم با خود می اندیشم که شاید ارزش تحقیق و نگارش برای هدایت همنوعان ، کمتر از ثواب نافله شب نباشد و از جهتی دیگر که بنگریم دومی امریست بسیار مستحسن ولی در درجه استحباب قرار دارد و اولی چه بسا وجوب آن به عینیت هم برسد خصوصا در این فضای مجازی که گاه دخالتهای ناشیانه در این امور باعث می شود که افرادی به گمان آنکه مکلف به هدایت دیگرانند ، خود در سراشیبی شبهات فروغلطند و دیگران را نیز به انحطاط و هلاکت بکشانند. ربنا لا تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا

 

ابندا با خود گفتم جوابهایی هرچند کوتاه به نظراتی که قبلا برای ما ارسال شده بدهم خصوصا که بعضا شامل سوال و انتقاد و اشکال و ... هم بوده اند اما دیدم اگر ابتدا به مطلب اصلی بپردازم خیلی از این موارد هم بخودی خود حل شده و دیگر قلمفرسایی در مورد آنها هم لزومی نخواهد داشت و یا اقلا کار را خلاصه تر می کند.

 

در گفتار قبلی سوالی را مطرح کردیم که در زمان ما برای بیداری و اتحاد واقعی مسلمانان چه باید بکنیم؟ و اکنون در حد مجال اندکم فتح بابی در این باره می خواهم داشته باشم و از شما دوستان می خواهم که بر هر عقیده ای که هستید برای یک بار هم که شده با ذهنی باز و فارغ از تعصبات بیجا به این سخن گوش جان بسپارید که بر همه مباحثات و مناظرات دیگر تقدم دارد و تا این مرحله را طی نکنیم سایر تلاشها در این باره اگر پرضرر و خطر نباشد ، حداقل بی نتیجه یا کم ثمر و مانند آب در هاون کوبیدن است! اگر با ما همراه شوید و به آنچه می گوییم با دقت توجه کنید به لطف خداوند با روشی ساده و همگانی ثابت خواهیم کرد که اگر کسی قائل به توحید باشد برای او راهی جز اسلام نیست و اگر کسی اسلام را بپذیرد نمی تواند راهی جز مذهب شیعه اثنی عشری را انتخاب کند و اصولا این مناظرات علمی بین علما می تواند باشد و در بین اتباع مذاهب نه تنها ضرورت ندارد بلکه لزوم آن به معنای نقص در شریعت می تواند باشد!

 

اولین مقدمه ای که در بحثها معمولا از آن غفلت می شود این است که باید موقعیت خودمان را بشناسیم و بدانیم که ما در کجا ایستاده ایم تا بتوانیم درست تشخیص دهیم که واقعا چه باید بکنیم؟

از طرفی هر انسان بالغ و عاقلی مکلف است اعتقادات خود را تصحیح کند و فقط تابع حق باشد و از این جهت می توان گفت بحث در دین و مذهب امریست همگانی و در حدیث است که وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حتی پیرزنان را هم به اندیشه و تعقل در اعتقادات دعوت می کردند و  آنان را در این باره می آزمودند و این سفارش اکید قرآن است که پیروی از نیاکان را نکوهش کرده و تعابیری نظیر افلا تعقلون در کلام وحی نیز مکرر آمده است.

و از سوی دیگر در مواضع مختلف جایگاه و منزلت عالمان ممتاز گردیده است : هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون ؟ و از دخالت بدون علم کافی در امور نهی شده ولا تقف ما لیس لک به علم و  ...

پس اولین سوال ما این است که ما در کجای این صحنه ایم و چه تکلیفی داریم؟

 

شما در این مورد چه می اندیشید؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 3:25 قبل از ظهر  توسط امامی  |