|
|
|
|
|
خدا رحمت کند مرحوم حاج شیخ محمود را که حق بزرگی به گردن بنده و بسیاری از مردم ما دارد. نفس مسیحایی او در زمانی که طوفان فتنه های گوناگون از هر سو بلند شده بود و بسیاری از جوانان بی اطلاع اگر در ظاهر هم مقید به دین اسلام و مذهب تشیع بودند ولی شبهات مختلف همه روزه اندیشه آنان را هدف می گرفت. البته حوزه علمیه و علما هم بیکار ننشسته بودند و در حد توان و امکانات ناچیز با قلم و بیانشان ، خود را سپر بلای اسلام و مسلمین کرده بودند. راستی خدای تعالی آنها را که زنده اند حفظ و آنان را که رفته اند غریق رحمت کرده و با اجداد طاهرینشان محشور کند که در هر لباس ، براستی فرزندان خلف محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم بوده و هستند ؛ اما حرف شیخ ، با کلام دیگران فرق زیادی داشت ؛ دیگران از استدلال و کلام و برهان سخن می گفتند ولی او می فرمود بهترین دلیل بر امکان شیئی ، وقوع آن است. او با اطمینانی مثال زدنی از همه می خواست که شخصا در راه ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قدم بردارند. وی با کمال صراحت در مجالس عمومی چندهزار نفری ادعا می کرد که : اگر کسی حتی به اندازه دو شبانه روز ، با سوز و گداز امام زمان علیه السلام را جستجو کند و هیچ اثر مشهودی از آن حضرت نیابد می تواند معترض شود چرا که نعوذ بالله خداوند بخیل نیست که ولی و حجت زنده بر روی زمین داشته باشد و هر راه ارتباطی با وی را حتی از اهل آن دریغ کند! به فرمایش مرحوم سید بن طاووس مردم (حتی شیعیان) در علاقه به امام زمان کاملا جدی نیستند و الا خود حضرت یا نماینده یا اثر مسلمی از ایشان را می دیدند و مثال می زد : اگر شما فرزندی داشته باشید که هر روز مدرسه می رود و زمان معینی هم به خانه برمی گردد و روزی فرزند دلبندتان در زمان مقرر به خانه برنگردد تا مدتی صبر می کنید ولی کم کم نگرانیتان زیاد می شود و با مدرسه و دوستانش تماس می گیرید اما آنها هم اطلاعی از وی ندارند از فامیل و هر جا که احتمال می دهید رفته باشد سراغ می گیرید ولی آنها هم خبری ندارند به پلیس و تمام کسانی را که ممکن است بتوانند کمکی کنند اطلاع می دهید و با این وجود از خانه بیرون رفته و با اضطراب به هر کوی و برزن سر می زنید ولی هیچ خبری نمی شود. با فرارسیدن شب و تاریکی دیگر دلتان آتش گرفته و با خود می گویید نکند بلایی سر فرزندم آمده باشد حالا او کجاست و چه می کند و ... آیا می توانید تصور کنید حال چنین پدر و مادری را و اشتیاق آنها را به یافتن گمشده شان؟! سپس او با شهامت می گفت اگر شما حتی 48 ساعت چنین سوز درونی را در خود برای رسیدن به محبوب واقعی تجربه ، و استغاثه و تلاش کرده ؛ مثلا به مکانهایی که احتمال می دهید حضرت را ببینید (مثلا در مواقع مناسب به مسجد مقدس جمکران یا حرمهای اجداد طاهرینش یا بیت الله الحرام و ...) به جستجویش بروید (البته نیت شما در این مدت باید در هر تلاشی از آغاز تا انجام ، فقط یافتن گمشده و وصال محبوب باشد) و هیچ رد مسلمی از وی نیابید زنده باشم یا مرده بر من لعنت کنید! چنین سخنانی در من هم مثل هر جوان آرزومند شیعه ، شوقی مضاعف پدید می آورد اما هیچگاه توفیق این درجه از تلاش و جستجو را در خود نمی یافتم تا اینکه سالها قبل در اوایل زندگی مشترک با همسرم در یکی از روزها که اختلافی پیدا کرده بودیم ، ذهنم متوجه صاحب و مولای حقیقی ام شد. با خود گفتم در حدیث است که حضرت راجع به شیعیان فرموده اند ما در هیچ حالی از شما غافل نیستیم : .... وإن كنا ثاوين بمكاننا النائي عن مساكن الظالمين حسب الذي أراناه ، الله تعالى لنا من الصلاح ولشيعتنا المؤمنين في ذلك ما دامت دولة الدنيا للفاسقين فانا يحيط علمنا بأنبائكم ولا يعزب عنا شئ من أخباركم ومعرفتنا بالزلل الاذى خ ل الذي أصابكم ، مذ جنح كثير منكم ، إلى ما كان السلف الصالح عنه شاسعا ونبذوا العهد المأخوذ منهم وراء ظهورهم كأنهم لا يعلمون ، إنا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكركم دوستان عزیز!متاسفانه فرصت فعلیم تمام شده ، ان شاءالله دنباله این ماجرا که شخصا شاهد آن بوده ام را خواهم نوشت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط امامی
|
|
||