تبليغاتX
سند مکتوب شکست اهل تسنن در بحث با شيعه - قسمت بعدی نخ !
با مطالعه بحث های موجود در اين وبلاگ به درماندگی اهل تسنن در مقابل بعضی از دلايل شيعه پی خواهيد برد!

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

با تشکر از دوستانی که صبورانه ما را تا اینجا همراهی کردند ؛ خانم همسایه یا هدایت ، امیدوارم تا زمانی که این نوشته را مطالعه می کنید قدری از عصبانیت خود کاسته باشید و بتوانید همه آنچه را که قبلا من نوشتم و جوابهایی که خودتان نوشتید را این بار با ذهنی باز و به دور از تعصب مرور کنید و به این نکات رسیده باشید :

1= من در پیامی که در وبلاگتان نوشتم هم به نظرات شیعه و هم سنی اشاره کرده بودم تا علت اختلاف برخی عملکردها برایتان روشن شود و از شما و سایر بحث کنندگان شیعه و سنی خواستم که متقابلا از لعن و دعا برای افراد مورد اختلاف حداقل موقتا خودداری کنند اما شما بجای آنکه روش پیشنهادی را بپذیرید یا بررسی و نقد کنید ؛ برای چندمین بار به مسخره کردن مقدسات و عقاید ما پرداختید. آیا تصور شما این است با هتک حرمتها توسط شما از ارزش آنها نزد ما هم کاسته می شود؟

2= من از شما خواستم فقط یک هفته برای رضای خدا صبر و همراهی کنید تا با اسلوبی صحیح جلو برویم تا هم اشتباهات مسیر روشن شود و هم بتوانیم ان شاء الله به حقایق اولیه برسیم اما شما با طرح موضوعات جدید و شانه خالی کردن از جوابهای صریح عملا مانع ایجاد کرده و موجب می شوید کار به درازا بکشد. مثلا در جواب سوال دوم می نویسید سوال را قبول ندارم! یا در جواب سوال اول می نویسید نه! در صورتی که با توضیحاتی پاسختان را مثبت می کنید! توجه کنید که آن سوالها که طرح کرده بودم در واقع تاکیدی بودند و فرض باطل برای توجه دادن به نتایج فاسد آن اشکالی ندارد مثلا قرآن کریم می فرماید لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا اما شما هنوز جمله را کامل نخوانده عصبانی می شوید و طفره می روید! من از شما توقع دارم اول تکلیفتان را با خودتان روشن کنید و بعد به هدایت ما بپردازید چون به قول ما ایرانیها چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

حال سوالات را بار دیگر تکرار می کنم و برای اینکه دوباره عصبانی نشوید این دفعه جوابهای خودم را هم کنارش می نویسم:

الف) اگر اختلافات عقیدتی ما مسلمانان حتی برای اذهان بدون تعصب با وجود بحث و تحقیق کافی هم قابل حل نباشد آیا مربوط به ماهیت خود دین نخواهد بود؟ (نقصان یا ابهام در ذات تعالیم دینی؟!) بله  دقیقا به همین معناست ولی این مجرد فرض است و ان شاء الله ثابت خواهیم کرد که واقعیت ندارد.

ب) و اگر این موضوع به خود ماهیت اسلام برگردد آيا چنین دینی را کامل و خاتم ادیان الهی می توان دانست؟ نه ولی این مجرد فرض است و ان شاء الله ثابت خواهیم کرد که به قول شما : دين اسلام كامل است و فقط احتياج به فهمى سالم دارد.

ج) آیا شما  موافق نیستید که برای دور ماندن از تشنج باید تا زمانی که به توافق نرسیدیم و بحثمان را ادامه می دهیم در مورد افراد مورد اختلاف طرفین بحث نه ما لعن و دشنام بنویسیم و نه شما دعا و ثنا و اگر مراجعه کنندگان هم رعایت نکردند برای پرهیز از تشنج باید این قسمتها را از مطالبشان حذف کنیم؟ حتما موافقم زیرا این حکم عقل است و شرع هم به آن ارشاد کرده چرا که در غیر این صورت ، هم طرف مقابلمان را برای بحث دعوت کرده ایم و هم او را از بحث بیرون رانده ایم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط امامی  |