|
|
|
|
|
نويسنده: هدايت سه شنبه 19 دي1385 ساعت: 11:55 إن شاءالله منتظر بحثى با ثمر خواهيم بود. كى مى داند ، شايد خداوند بما موفقيتى دهد و اين مشكلات 1400 ساله را بقول شما حل كرديم! البته این تعبیر ایشان (که با علامت تعجب معنی داری هم همراه است!) اشاره به نوشته خود من است که در ستون کنار وبلاگ مشاهده می فرمایید : ما (یک شیعه و یک سنی) به دور از هر تشنج برآنیم تا به این اختلاف 1400 ساله با روشی درست و منطقی برای اذهان دور از تعصب پایان دهیم. آن هم با روشی کاملا جدید و ابتکاری! در انتظار همراهی فعالتان (در یک بحث واقعی و نه نمایشی)هستیم. و چون این جملات را به صورت کامنت برای دعوت دیگران در وبلاگهای دیگر هم نوشته ام لازم دیدم توضیح کوتاهی بدهم که خوانندگان تصور نکنند بنده هم دچار توهمات دون کیشوت وار! شده ام. عزیزان! یک مشکلی که اغلب ما داریم عدم دقت کافیست و مذاهب و ادیان ساختگی یا تحریف شده هم از همین نقطه ضعف ما کمال سوء استفاده را کرده و می کنند. همانطور که نوشته های قبلیم هم باعث برخی سوء تفاهمات شده بود ولی با توضیح و دقت در عبارتی که برایشان نوشته بودم (در پست قبلی توضیح داده ام) فکر کنم مطلب حل شده باشد ؛ اینجا هم من ننوشتم که همه اختلافها را برای همه کس حل می کنم! ادعای بنده دو چیز است: 1= نشان دادن اشکال عمومی که در بحثهای دیگرانست و آنها را بی نتیجه یا کم ثمر می کند. 2= حل اختلاف شیعه و سنی برای اذهان دور از تعصب. به نظر بنده آنچه جای تعجب دارد حل اختلاف 1400 ساله نیست بلکه وجود آن است آن هم برای مدت 14 قرن! خصوصا در عصر ما که دیوار فاصله های مکانی در انتقال اطلاعات تقریبا برداشته شده و فقط مشکل اختلاف زبان قدری ملتها را از هم دور نگه می دارد. در یک کلام: الف) اگر اختلافات عقیدتی ما مسلمانان حتی برای اذهان بدون تعصب قابل حل نباشد آیا مربوط به ماهیت خود دین نخواهد بود؟ (نقصان یا ابهام در ذات تعالیم دینی؟!) ب) و اگر این موضوع به خود ماهیت اسلام برگردد آيا چنین دینی را کامل و خاتم ادیان الهی می توان دانست؟ خواهش می کنم به عنوان یک انسان منصف برای شروع بحث به این دو سوال فکر کنید و جوابتان را بنویسید. اگر بطور فعال و با اظهار نظر مستمر و مستدل خود همراه ما شوید نشان خواهیم داد که : اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست یک سوال خصوصی هم از خانم همسایه که با حوصله تا اینجا مرا همراهی کرده اند دارم : آيا نوشته فوق واضح و بدون پراکندگی و ابهام هست؟ اگر نیست جواب دو سوالی را که مطرح کردم بنویسید! نظری که برای خانم همسایه اهل تسنن نوشتم نويسنده: امامی
چهارشنبه 20 دي1385 ساعت: ۱۱:57
در قسمت نظرات پست قبلی شما دیدم که با برخی از دوستان شیعه بحثی در مورد توهین به صحابه رسول الله داشتید. نظر شما را هم خواندم و از اینکه خود را مقید به تربیت اسلام می دانید خوشحالم. اما لازم دیدم چند کلمه ای در این مورد با شما و دوستانی که اینجا می آیند صحبت کنم : باز هم به سر خط اول بحثهای خودمان در وبنوشت آزاد برمی گردیم! اگر (به فرض!) روزی خداوند چنین خواست و شما (مانند ما) به این یقین رسیدید که برخی از صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و حتی برخی از همسران آن حضرت از دشمنان ایشان بوده اند و حتی طبق برخی از مدارک تاریخی پیامبری را که برای همه ما عزیزتر از جان است به شهادت رساندند ؛ شما بیش از ما از آنان متنفر خواهید شد ولی این فعلا مجرد فرض است و معلوم است که تصور آن هم برایتان حداقل رنج آور است اما بدانید وقتی که شما هم برای افرادی که (از نظر ما) در این حد از عناد با دین خدا و رسول و اهل بیت آن حضرت بوده اند می نویسید : رضی ... و القابی را که خاص اولیای خداست برای آنان بکار می برید ما هم بیش از آن رنج می بریم. پس چاره چیست؟! خیلی ساده است : اگر من و شما در وبلاگ حودمان فقط هم مذهب خودمان را مخاطب قرار داده باشیم اشکالی پیش نمی آید و اگر معتقدان مذاهب دیگر هم مراجعه کردند رعایت حال آنان لازم نیست ؛ اما اگر مثل من و شما قصد بحث و تخاطب با معتقدان مذاهب دیگر را داریم لازم می آيد که تا زمانی که به توافق نرسیدیم و بحثمان را ادامه می دهیم (ولی البته نه تا قیامت!) نه ما لعن و دشنام بنویسیم و نه شما دعا و ثنا و اگر مراجعه کنندگان هم رعایت نکنند برای پرهیز از تشنج باید حذف کنیم . بله ! عبارات کلی اشکال ندارد: مثلا ما بگوییم خدا لعنت کند دشمنان رسول الله را (که خداوند هم لعن کرده است) و شما هم کلا از صحابه صادق و مخلص آن حضرت تجلیل کنید (که خداوند هم تجلیل کرده است) و مشترکات بین ما (مانند امیرالمومنین علی بن ابوطالب و حضرت زهرا سلام الله علیها و فرزندانشان و سلمان و ابوذر و ... ) هم بلااشکال است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||