تبليغاتX
سند مکتوب شکست اهل تسنن در بحث با شيعه - خروج از قواعد و یک سوال جدی !
با مطالعه بحث های موجود در اين وبلاگ به درماندگی اهل تسنن در مقابل بعضی از دلايل شيعه پی خواهيد برد!

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

... والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین

( آل عمران - 135)

وقتی نوشته اخیرتان را خواندم یک سوال جدی به ذهنم رسید که ممکن است عجیب به نظر برسد و آن اینکه راستش را بگویید یا بنویسید شما شیعه نیستید؟!!

شاید با وجود اینهمه توهین به مقدسات مذهب شیعه که در نوشته هایتان هست این سوال را از جانب من نوعی شوخی بپندارید اما این سوال من دارای یک زمینه واقعا جدیست و اگر من سنی مذهب بودم به احتمال زیاد شما را متهم! به شیعه بودن می کردم! چرا؟ چون سبک برخورد شما (که به تصور خودتان مایل هستید ما را از گمراهی نجات دهید) باید جنبه ارشادی داشته باشد ولی کاملا برعکس است و کسی را که در باره مذهب شما تحقیق می کند کاملا منزجر می سازد! خروج مکرر شما از قواعد بحث منطقی و منصفانه بیش از اینکه به نفع شما چیزی را ثابت کند ، حرفهای مرا در پست به کجا نرسیدیم؟! اثبات می کند!

پس نباید تعجب کرد اگر اهل سنت تصور کنند امثال شما که به صورت افرادی سنی مذهب ، با دفاع ناشیانه از مذهبشان ، در واقع تیشه بر ریشه آن می زنند ؛ نکند اصالتا شیعه بوده و به قصد تخریب چنین وانمود می کنند؟!

و اما برخی از موارد خروج شما از قواعد بحث که امیدوارم توجه بیشتری داشته باشید:

در قسمت قبل بنده تذکر داده بودم که

الف) استثنائا درآن نوشته طرف بحثم شما نیستید و آن را به درخواست یکی از خوانندگان وبلاگ نوشته ام. (نکند فکر می کنید در اینجا باید فقط من و شما بحث کنیم؟!)

ب) در جواب آن دوست که خواسته بود راه شهود را محدود نکنم که امثال شما نومید نشوید تصریح کرده بودم که قبلا شما این مورد را انکار کرده اید و تکرار آن برای شما ثمری نخواهد داشت.

ج) و تاکید کرده بودم که آن روش اصلا استدلالی نیست که مورد بحث باشد بلکه اگر کسی (مانند هزاران مورد مسلم که حقیر مفتخرم کمترین آنها هستم) مورد عنایت واقع شد که نیازی به بحث شما ندارد (آفتاب آمد دلیل آفتاب) و اگر شما صد جور ناسزا هم بنویسید او برنخواهد گشت شما هرگز نخواهید توانست کسی را که از دست پدرش ناهار خورده! با بحث و استدلال (آن هم استدلالاتی که قبلا مغالطه بودن برخی از آنها و نقض بلاجواب برخی دیگر از آنها را بیان کردیم و بزودی خواهیم دید که پایه بقیه آنها هم بر آب است) متقاعد کنید که اصلا پدری تدارد!! پای استدلالیان چوبین بود = پای چوبین سخت بی تمکین بود.

چون ممکن است باز هم اشتباها تصور کنید که من می خواهم با مطرح کردن این سخنان از بحث با شما فرار کنم تاکید می کنم که سخن فوق ( پای استدلالیان ... ) هم به معنای رد استدلال و برهان نیست بلکه بدین معناست که امکان سفسطه و خطا و گمراهی برای افراد ناوارد در این راه زیاد است و بسیارند کسانی که آخرت خود را به این مغالطه ها فروخته اند اما بحمدالله هستند کسانی هم که به فضل الهی ، اشکالات را یافته و استدلالات غلط را به مسیر درست برگردانند و اگر حوصله کنید و روش قران را که حلم و خویشتنداری است در پیش گیرید و در محکوم کردن طرفتان عجله نکنید : ... وانا او ایاکم لعلی هدی او فی ضلال مبین (سبا - 25)  و مانند روش حضرت ابراهیم علیه السلام بگذارید طرفتان خودش ولو در درون به نتیجه برسد بزودی معلوم خواهد شد که چه کسی بر هدایت و کدام کس در گمراهیست

و اما چون باز هم کلام طولانی شد و شاید برخلاف من که نوشته های شما را چندبار می خوانم شما حوصله نکنید یکبار هم با دقت تا آخرش دندان سر چگر بگذارید! خواستم یادتان بیاورم که شما خودتان انتخاب کردید که من شروع کنم (شروع می کنید یا بنده شروع کنم؟(امامی) ) پس نباید توقع داشته باشید مواد و  مسیر را به میل شما انجام دهم  چرا که در آن صورت یک آش شله قلمکاری خواهد شد مثل اهل سنت جنوب و شمال! و مثل برخی از وبلاگهای ما که پی میل خود! مجلس آراستند ؛ نشستند و گفتند و برخاستند. خواهش می کنم از بنده که تا بعد نصف شب ... نخواهید که مغلطه کاری دیگران را کپی برداری کنم و بگذارید ما کاری کنیم که دیگران نکرده باشند

البته در انتهای رجزخوانی ها سوال مهم و مفیدی هم مطرح کرده اید:

  ... بنده كه اعتقادى به اين .... ندارم " مسلمان " خوانده مى شوم يا خير؟ ...

 که در همین دو سه پست آخری مقدماتی انشاءالله به آن هم خواهم پرداخت و اگر این نکته در مطالبتان نبود ترجیح می دادم هیچ جوابی به آن ندهم تا کمی عصبانیت شما فروکش کند و به مطالب اصلی بپردازیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط امامی  |