|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین نمى خواستم باعث رنجش خاطر كسى شوم بارها گفتم مرا از این کار لذتست و رنجشی نیست و امیدوارم شما هم از تعابیر من ناراحت نشده باشید هر چه هست بحثیست در راه طلب حقیقت و بر فرض کسی ناراحت بشود خودش مقصر است. ولى متأسفانه عادتم بر اينست كه هر آنچه به خاطرم هست را بدون پرده بيان دارم! حداقل در اینجا عادت خوبیست سؤالى دارم: آيا به مرحله اى رسيديم كه بحث را شروع كنيم يا هنوز محتاج به مقدماتيم؟ قبلا نوشته بودم که : مژده بدهم که اگر تا اینجا توافق داشته باشیم بیش ازدو ثلث راه طی شده و بزودی انشاءالله به نتایج روشنی خواهیم رسید و اما باید عرض کنم سوال مهمی مطرح کردید که به كجا رسيديم؟!ولی مهمتر از آن این مطلب است که به کجاها نرسیدیم؟! و این همان حرف برادر عزیزمان آقای زارع است که نوشته بود بی پیر مرو تو در خرابات هرچند سکندر زمانی (محمد زارع ) واقعیت آن است که طی این راه بحثهای عقیدتی از طی کردن راههای خطرناک و برفگیر کوهستانی در این فصل زمستان کمتر نیست! که باید مدتها معطل شد تا چراغ مه شکن و وسایل حرارتی و ... زنجیر چرخ ببندیم نقشه و وسایل اضطراری برداریم وسیله نقلیه مان را کاملا بررسی و روبراه کنیم وضعیت راه را بپرسیم و ... دست آخر هم اگر با وسیله و رانندگی مطمئنی تصمیم به حرکت گرفتیم خیلی آهسته و با احتیاط باشد و اگر کسی بپرسد آقا شما اینهمه وقت معطل این کارها شدی کجا رسیدی؟ می گوییم مهم این است که تا اینجا تصادف نکردیم به کوه و موانع دیگر برخورد نکردیم و ... و به ته دره نرسیدیم! و در طی بقیه راه هم از او کمک می جوییم که هوالموفق و هوالمعین به هر حال غیر از طریقه شهودی که در بحث فعلی ما ضرورت چندانی نداشت و صرفا برای کامل بودن جوانب ، مطرح کردیم تصور من این ات که حداکثر تا سه پست دیگر به حرفهای بقول شما اصلی خواهیم رسید. با تشکر از صبوریتان. اجرکم علی الله |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 1:22 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||