|
|
|
|
|
آنچه تا کنون نوشتم فقط برای روشن شدن ذهن شما و انجام وظیفه ولو اندک بود و این روش بحث با شما را با وجود تفوق آشکار موضع شیعه همچنان غیر علمی می دانم. از شما هم می خواهم منتظر بحثهای مبنایی که قبلا کمی از آن را شروع کردیم و شما از منظر خودتان پاسخهایی دادید باشید تا علاوه بر پرهیز از سوء تفاهم و تشنج ، دیگران هم بتوانند تا حدودی ما را همراهی کنند و اندیشه هایمان را که تا کنون خیلی به عربی! بیان شدند به فارسی به نقد بنشینند.
با تقدیم احترام برادر کوچکتان امامی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 1:9 بعد از ظهر توسط امامی
|
|
||
|
|
|
|
|
برادر بزرگوار و استاد ارجمندم جناب حاج آقای حسنی ؛ بنده تا حدودی به اشتغالات و گرفتاری های شما آگاهی دارم و تا همین مقدار هم که در اینجا وقت گذاشتید خیلی ممنون هستم اما از شما خواهش می کنم اگر فرصت همکاری با ما را ندارید لااقل مانع کارمان نشوید. از تذکرتان متشکرم ولی گمان نمی کنم بحثهای ما آنقدر پیچیده باشد که نیاز به رعایت دقیق اصول فنی داشته باشیم. بحمدالله میراث گرانبهای علمای سلف ما آنقدر غنی و وزین هست که سخافت و بطلان سخنان دیگر در برابر آنها به اندک تامل مشهود می گردد. خانم فاطمه همسایه نزدیک ؛ 1- نويسنده: فاطمة همسايه نزديك يکشنبه 26 شهريور1385 ساعت: 14:13 آقاى امامى از اونجايى كه شما مهر تأئيد به اين مشاركت بالايى كردى ، لطف ترجمه اى هم بكن تا ما اينقدر حيران و سرگردان نشيم! ![]() بنده مقید هستم تا حد امکان از نوشته های دیگران در اینجا (حتی نظرات نامربوط) امانتداری کرده و تا ضرورتی ایجاب نکند آنها را حذف یا تصرف نکنم. همانطور که نوشتم حضور و بحثهای شما هیچ سنگینی برایمان ندارد و از اینکه دعوت ما را برای حضور در اینجا قبول کردید متشکرم ولی از شما هم خواهشی دارم که اگر برایتان امکان دارد از این پس و تا زمانی که بحث های ما به توافق و تفاهم کامل نرسیده است از کاربرد عبارات رضی الله عنه و ...و ام المؤمنین ( برای همسرانی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که به اعتقاد شیعیان برخلاف دستور خداوند و رسولش عمل کردند و مقام خود را از دست دادند ) که حساسیتهایی را برانگیخته است خودداری کنید گرچه هنوز برای شما ثابت نشده ولی در مقابل این کار شما برخی از خوانندگان ما اعتراض کردند که بنده با آوردن عبارت اهل تسنن در کنار اسمتان سعی کردم از حساسیت بکاهم ( به همین دلبل چون اسمتان طولانی می شد مجبور شدم قسمتی از آن را حذف کنم ) و برخی هم خواستند بر اساس آنچه در اعتقادات شیعه ثابت شده و روایت هم دارد از عبارتهایی نظیر لعن و ... استفاده کنند که برای پرهیز از تنش تا کنون مانع شدم ولی باید پذیرفت که در مرحله بحث باید هر دو طرف از آنچه برای بحث و طرف مقابل حساسیت و تنش ایجاد کند پرهیز کنند. موارد قبلی را هم یا خودتان حذف کنید و یا به بنده اختیار دهید و در غیر این صورت اقدام متقابل دیگران را به دل نگیرید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين مدتی بود که به اينجا سر نزده بودم. ماشاءالله عجب گردوخاکی کرده ايد! ظاهرا آخرین مطلبی که از خودم در اينجا نوشتم مقاله ای بود با عنوان : سی مرغ و سيمرغ 1 . همان موقع در نظر داشتم مطالبی را در مورد قواعد بحثها به عرضتان برسانم که قسمت دوم آن مقاله قبلی محسوب می شود اما تا کنون اشتغالات زياد مانع از کارم شده است. برادر فاضل و ارجمندم جناب آقای امامی و همچنين خانم نويسنده ای که خود را با عنوان فاطمة همسايه نزديک معرفی نموده ايد بنده تا حدودی که فرصت داشتم بحثهای شما و برخی از مطالب ديگر را ملاحظه کردم و به نظرم رسيد از هر دوی شما خواهش کنم موقتا اين بحثها را متوقف کنيد تا بنده در آينده نزديک يعنی همین روزهای آینده آن قواعد را که بسيار تعیین کننده است خدمتتان عرضه کنم. حقیر اطمینان دارم بدون رعایت آن موارد اولا بحث شما هیچگاه به نتیجه نخواهد رسید و هر یک همچنان بر طبل خود خواهید کوبید و به فرض که در برخی موارد هم نتوانید جوابی برای یکدیگر تهیه کنید به نوعی تزلزل درونی و مقاومت بیحاصل برونی منجر خواهد شد ( هم برای خودتان و هم برای خوانندگان ) همچنانکه در برخی عبارات قبلی يکی از خوانندگان در بخش نظرات دیدم که متاسفانه در مورد توسل مطالبی را که با اعتقادات شیعه سازگاری چندانی ندارد اظهار کرده بودند در حالی که در بخش های بعدی دفاع شدیداللحنی از مذهب شیعه نموده اند. اگر آنچه ذکر کردم درست باشد از نظر شرعی هم بحث شما ممکن است مراء محسوب شده و جایز نباشد به نوعی بنده همان حرف آقای زارع را که نوشتند: اگر تنها قصد بحث بر سر شیعه و سنی داشته باشید به شما بشارت میدهم که تا ظهور آقا بی کار نخواهید بود می گویم ولی معتقدم اگر به راهکارهای لازم توجه و آنها را رعایت کنید کارتان نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح و دارای ثمرات ارزشمندی خواهد شد. من الله التوفیق و علیه التکلان |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط حجت الاسلام حسنی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان عزیز و نویسندگان محترم. براساس آمارهای موجود در حال حاضر روزانه حدود ۷۰ بازدید از کشورهای مختلف از این وبلاگ صورت می گیرد. برای استفاده بیشتر از زحمات نویسندگان خوب است همه ما در کارهای اینترنتی خود از این پس نشانی اینجا را به دوستان و ... معرفی کنیم. البته با ذکر لینک! ابتدا لازم است از خانم همسايه بخاطر ادامه بحث تشکر کرده و بار دیگر يادآور شوم چون برای نوشتن مطالب در اين پايگاه محدوديتی نيست و هر کس با ارائه يک ايميل می تواند به آن وارد شود؛ دسترسی همه نويسندگان به مديريت همه پستهای ارسالی، ممکن بود به عدم اعتماد و سوءظن بیانجامد لذا بدون آن که فرقی قائل شويم برای همه نويسندگان محترم اکانتها يکسان تعريف شده است. در عين حال اين حق برای شما و همه نويسندگان هست که در کنار مطلب خود تذکر دهند مايلند آن را دقيقا در کدام قسمت از کدام پست وارد کنند و انشاءالله بنده در اسرع وقت دستورشان را عملی خواهم کرد. همين روال در مورد حذف يا تغيير مواردی که خلاف توافقنامه باشند مثلا توهين آميز باشند عملی می گردد. و اما بعد : بنده تصور نمی کردم با آن همه تفصيلی که ايشان در ارائه مطالبشان داشتند بخواهند دوباره به اول کار برگردند و خوب بود تا همين جا سوالات متعدد و مهمی را که راجع به مطالب قبلیشان مطرح شده پاسخ می دادند و در عین حال اين حق برايشان محفوظ است که نسبت به اشکالاتی که ما هنوز پاسخ نگفته ايم مطالبه دليل نمايند بنابراين بنده متوجه نشدم مثلا سوالی که برای خانم فریبا مطرح شده در باره ضماير آيه شريفه چه ارتباطی با توسل ايشان (ولو غير مشروع باشد) دارد؟ همينطور موارد ديگر که مشتاقانه منتظر جواب ايشان خواهيم ماند. ( توجه کنند که اگر ما هم بخواهيم می توانيم جوابهای ايشان را موکول به بعدها کرده و مرتبا از اعتقادات خودمان بدون توجه به اشکال دیگران داد سخن دهیم! اما حالا که ایشان می خواهند به قول خود نظمی به بحثها بدهند و در این راستا مايلند ابتدا بحث توسل حل شود بنده هم استقبال نموده و سعی می کنم در حد وسع ناچيزم تا حد امکان پاسخگو باشم مشروط به اينکه ايشان هم مقید باشند که مرحله به مرحله در صورت اثبات حقی برایشان، رسما آن را بپذيرند و از ادعاهای منافی با آن دست بردارند و با سکوت يا از شاخه ای به شاخه دیگر پريدن وقت کشی نکنند. فراموش نکنيم که پذيرش حق در هر کجا و از هر کس باشد علامت ايمان و نشانه شجاعت اخلاقی است و بايد به آن افتخار کنيم نه اينکه از آن اکراه داشته باشيم. لذا انشاءالله با توسل به ذوات مقدسه معصومين سلام الله عليهم اجمعين بحث بعدی خود را در مورد توسل ارائه خواهم کرد. : يا سادتي وموالي إني توجهت بكم أئمتي وعدتي ، ليوم فقري وحاجتي إلى الله ، وتوسلت بكم إلى الله ، واستشفعت بكم إلى الله ، فاشفعوا لي عند الله ، واستنقذوني من ذنوبي عند الله ، فانكم وسيلتي إلى الله ، وبحبكم وبقربكم أرجو نجاتا من الله ، فكونوا عند الله رجائي ، يا سادتي ، يا أولياء الله ، صلى الله عليهم أجمعين ولعن الله أعداء الله ظالميهم ، من الاولين والاخرين ، آمين رب العالمين . ( قسمت آخر دعای توسل ) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط امامی
|
|
||
|
|
|
|
|
به ياد دارم دوران کودکی در مدرسه درسی در کتاب فارسي مان داشتيم که در آن داستان سی مرغ (پرنده) بود. حکايت از اين قرار بود که جمعی از پرندگان تصميم گرفتند برای پيدا کردن سيمرغ افسانه ای به کوه قاف سفر کنند. آنها در راه اين سفر زحمات طاقت فرسايی کشيدند تا آنجا که عده ای از آنها نالان و رنجور از سفر بازماندند و عده ای نيز در طی مسير از بين رفتند. سرانجام عده کمی از آنها که توانسته بودند تمام مشکلات راه را تحمل کنند خود را به قله کوه قاف رساندند ولی با کمال تعجب هرچه به دنبال سيمرغ يا لانه او گشتند چيزی نيافتند! آنان که سختی های بسياری را تحمل کرده بودند از اين ناکامی بسيار اندوهگين و مأيوس شدند تا اينکه يکی از آنان گفت رفقا فکری به نظر من رسيده ؛ ما در راه اين سفر ناملايمات زيادی ديديم و اگر دقت کنيد اکنون تعداد ما دقيقا سی تاست ؛ رفقا ما خودمان سيمرغ هستيم! اکنون چند روز است که برادر عزيزمان آقای امامی اينجا را راه انداخته اند و از همه کسانی که سخنی برای گفتن دارند دعوت کردند انديشه خود را با آزادی کامل مطرح کنند تا ديگران هم در باره آن نظر دهند و از اين تعامل فکری رشد انديشه ها حاصل شود. برخی از دوستان هم استقبال کرده اند که به نوبه خود به آنان خيرمقدم می گويم. گرچه با کمال تاسف بنده خودم فرصت ندارم آنطور که بايد و شايد در اين بحثها شرکت کنم ولی از خود آقای امامی و دوستانی که می توانند کمک کنند می خواهم اين تلاش را ارج نهند و اندوخته های فکری خود را در اختيار ديگر دوستان قرار دهند. شايد کسی بگويد اين که کار مهمی نيست و امروزه با امکانات اينترنت هرکسی در مدتی کوتاه می تواند چنين جايی را فراهم آورد و شايد هم عده ای ديگر تصور کنند اينجا حتی اگر تمام نويسندگان وبنوشت ابطحی هم در آن بنويسند « وبنوشت ابطحی » نمی شود! اما نظر بنده با تمام احترامی که برای دوستان قائل هستم اين است که عزيزان ؛ وبنوشت ابطحی را هم ما وبنوشت کرده ايم! ما همان سی مرغ افسانه ای هستيم که او را پر و بال داده ايم! اصولا اگر حضور و گردهمايی و بازديد ما نباشد وبنوشت ابطحی هم مانند خيلی از صفحات متروک اينترنتی خودش هست و خودش! اگر همه ما اينجا يا هر جای ديگری گرد هم آييم آنجا وبنوشت می شود. ما بايد به امثال آقای ابطحی بفهمانيم که زمان ساده انگاری و بازی کردن با مردم گذشته است. من به وی حق می دهم که لينک هايی را که مطمئن نيست فردا چه مطالبی خواهند نوشت در وبنوشت خود سانسور کند ؛ او حق دارد مطالب سخيف و مبتذل را حذف کند ؛ او ناگزير است به جای اسم اشخاصی که به آنها نسبت های اثبات نشده می دهند ... بگذارد ؛ ... اما دوستان عزيز! آيا وجدانا آقای ابطحی فقط اينها را سانسور می کند؟ و آيا به چشم خود بسياری از اين موارد را نديده ايم که منتشر کرده است؟ پيامهايي که توسط خود بنده و دوستان فرستاده و سانسور شده اند اصلا حاوی چنين مطالبی نبوده اند ؛ ممکن است فرصت جواب نداشته باشد اما حق ندارد نظری را که به عنوان امانتی برای او فرستاده ايم بدون ذکر هيچ دليلی معدوم کند! ممکن است بگوييد چون نمی تواند جواب بدهد سانسور می کند و شايد هم برخی بگويند چون وقت ندارد! بنده هم بعيد نمی دانم عوامل فوق هم دخالت داشته باشند ؛ اما در همين صورتها هم وظيفه انسانی ما اين است که زحمت خود را از دوش اين ناتوان برداريم و خود طرحی نو درافکنيم. ياعلی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط حجت الاسلام حسنی
|
|
||
|
|
|
|
|
تذکراتي براي خودم و ساير نويسندگان اين وبلاگ ( امامی ) همچنانکه ذکر شده است در اين پايگاه هيچ سانسوري براي بحثهاي آزاد سياسي مذهبي وجود ندارد؛ اما چون شما مستقيما خودتان مطلبتان را وارد مي کنيد چند تذکر دوستانه هست که لازم مي دانم براي خودم و هرکس در اينجا نظرش را مي نويسد ارائه کنم : الف) در مطالب نگاشته شده در اينجا اگر نسبتي به اشخاص حقيقي يا حقوقي داده شود بايد حتما سند آن ذکر شود. مثلا اگر ادعا کنيم سازماني يا شخصي اختلاس کرده است بايد لينک خبري از خبرگزاري هاي معتبر مربوط به آن را ارائه کنيم تا تهمت تلقي نشود. همچنين اگر حديث غيرمشهوري را ذکر کنيم يا سخني را به کسي نسبت دهيم لازم است سند آن را دقيقا و از منابع معتبر ذکر کنيم و از اين قبيل ... ب) هدف ما روشنگري علمي است ولي براي پرهيز از هرگونه تنش و سوء تفاهم لازم است از کاربرد الفاظ رکيک و مطالب مبتذل خودداري شود و در موارد لزوم از تعابير مودبانه استفاده کنيم. ضمنا اينجا فقط به نوشته هاي خود شما اختصاص دارد و نه تبليغ سايتها و لينک ها ( چه مثبت و چه منفي ) از کپي کاري مطالب ديگران هم پرهيز کنيد تا اينجا دريچه بازي براي گفتگوي خودمان باشد و ديگران مانع کار ما نشوند ج) مهم: براي سهولت مراجعه خوانندگان بحثها اين حق براي همه محفوظ است که اگر راجع به مطالب قبلي ديگران يا خودشان خواستند جوابي بدهند يا مطلبي اضافه کنند بتوانند آن مطلب داخل همان پست زير همان قسمت مربوطه اضافه کنند (اگر پست اوليه مربوط به نويسنده ديگري باشد شما مستقيما به مديريت وي دسترسي نداريد لذا بايد با استفاده از اکانت خودتان مطلبتان را وارد کنيد و محل مورد نظر را ذکر کنيد تا منتقل شود). مثلا ممکن است بنده يا شخص ديگري بخواهد مطلبي را که خانم فريبا اخيرا در باره آقايان احمدي نژاد و ابطحي نوشته است رد کند يا چيزي به آن اضافه کند که در اين صورت مجاز خواهيم بود آن را در کنار همان مطلب اضافه کنيم زيرا بسيار اتفاق مي افتد که خواننده فرصت مراجعه به پستهاي ديگر را ندارد. البته اگر مطلب خيلي طولاني باشد مي توانيم بجاي ضميمه کردن کل مطلب، لينک آن را بياوريم. د) عدم تعرض به حریم دیگران در بحثهای طرفینی : برای دور ماندن از تشنج باید تا زمانی که به توافق نرسیدیم و بحثمان را ادامه می دهیم در مورد افراد مورد اختلاف طرفین بحث نه لعن و دشنام بنویسیم و نه دعا و ثنا و اگر مراجعه کنندگان هم رعایت نکردند برای پرهیز از تشنج باید این قسمتها را از مطالبشان حذف کنیم زیرا این حکم عقل است و شرع هم به آن ارشاد کرده چرا که در غیر این صورت ، هم طرف مقابلمان را برای بحث دعوت کرده ایم و هم او را از بحث بیرون رانده ایم! مثالی بزنم تا بهتر متوجه شویم: اخیرا در برخی کشورهای عربی بحثهایی بر سر صدام و اعدام او مطرح شد. حال فرض کنید شما یا هرکس دیگری بخواهد در این مورد با کسی که مخالفش هست بحث کند اگر آن که مخالف صدام است بخواهد ضمن بحث بگوید صدام ملعون! این یکی از کوره در می رود و اگر این یکی بخواهد در ضمن این بحث بگوید رحمة الله علیه! آن یکی ناراحت شده و کلا جلسه بحث که از سنخ قضاوت است نیاز به بی طرفی کامل (در موارد اختلافی) دارد. ه) مي توانيد خودتان اکانت خود را تعيين کنيد (هر سه قسمت نام نويسنده - يوزر - پسورد را به نشاني ايميل وبلاگ بفرستيد) و بعدا نيز مي توانيد تغيير دهيد. ه) با توجه به موارد فوق، نويسندگان عزيز با انتخاب اين پايگاه براي مطالبشان، اين حق را به بنده مي دهند که در صورت تخلف، موارد لازم را بطور کاملا مشخص و با علامت [...] و با ذکر دليل آن حذف کنم و در صورت ادامه بي توجهي به تذکرات، اکانت مربوطه را حذف کنم. بديهي است ما که خود به سانسورهاي نامشخص و بي منطق در وبنوشت معترض بوده ايم خودمان نبايد چنين کنيم و اگر در موردي لازم باشد حتما بايد بطور مشخص باشد و عنوان نويسنده و دلايل حذف ذکر شود. و) چون کامنتهاي وبلاگ براي همه نويسندگان قابل مطالعه و تاييد براي انتشار است اگر نمي خواهيد مطلب شما در اختيار ديگران قرار گيرد آن را به نشاني ايميل وبلاگ بفرستيد. بازديدکنندگان هم توجه داشته باشند که اينجا واقعا چيزي سانسور نخواهد شد ولي چون برخي اوقات افراد مزاحم اراجيف مي نويسند ، براي حذف اينگونه موارد نويسندگان مطالب مرحله تاييد براي نظرات را حتما استفاده کنند. در پايان با پوزش از تذکرات فوق که اميدوارم حمل بر جسارت نشود اميدوارم با تلاش و مطالعه و دقت کافي که مبذول خواهيد داشت بر غناي بحثها بيفزاييد. انشاءالله همه ما در هر حال رضاي خداوند را مد نظر قرار دهيم. والسلام برادر کوچک شما امامي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط امامی
|
|
||
|
|
|
|
|
نويسنده گرامي خانم : فاطمه همسايه نزديک و آقا با نام مستعار : آميزمزا از اين که دعوت براي مراجعه به اين پايگاه را پذيرفته ايد متشکريم. هر سه قسمت نام نويسنده - يوزر - پسورد براي شما به صورت تصويري ايميل شده است و بعدا به دلخواه خودتان قابل تغییر است. ورود شما را به اين پايگاه خيرمقدم گفته و اميدواریم با تلاش و مطالعه و دقت کافي که مبذول خواهيد داشت بر غناي بحثها بيفزاييد. انشاءالله همه ما در هر حال رضاي خداوند را مد نظر قرار دهيم. والسلام برادر کوچک شما امامی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط امامی
|
|
||
|
|
|
|
|
راستی این آقای حسنی چراینقده بداخلاقه ؟ همه کامنتای من و شما رو از کلبه اندیشه دیلیت کرده! خوبه من کپی شونو گرفتم : نويسنده: چهارشنبه 1 شهريور1385 ساعت: 2:45 آقاي حسني بنا به پيشنهاد مطرح شده در بالا از شما مي خواهم مجددا پايگاه وبننوشت را فعال کنيد. اگر نظر ديگري داريد برايم ايميل کنيد. نويسنده: چهارشنبه 1 شهريور1385 ساعت: 2:46 ضمنا دوستاني که موافقند که کپي نظراتشان را براي وبننوشت بفرستند که بدون سانسور منتشر شود اينجا پيام بگذارند نويسنده: پنجشنبه 2 شهريور1385 ساعت: 1:53 کامنت شمارو امشب ديدم من فکر کنم اينم که تو نظرات وبنوشت سانسورسانسور ميگن خودش ازسياست اقای ابطحيه شما چی فکر ميکنين؟ ضمنا بهتره يه وبلاگ گروهي بزنين که براي همه ورودش آزادباشه نويسنده: پنجشنبه 2 شهريور1385 ساعت: 14:39 نظرتان خوب بود. در عرض چند دقيقه پيشنهادتان را عملي کردم! و اکنون مي توانيد به اين نشاني مراجعه کنيد: http://webneveshteazad.blogfa.com
آقای حسنی بجای استقبال از کار شما و اینکه اون وبلاگ رو فعال کنه در جواب ایمیلتون نوشته : دوستان عزيزی که به پيشنهاد آقای امامی به اينجا مراجعه مي کنند با عرض معذرت اينجا چند ماهست که تعطيل شده آقاي امامي براي مراجعين وبنوشت وبلاگ گروهی طراحي کردند که آدرس و لينک آن : http://webneveshteazad.blogfa.com مي باشد بنابراين لطف کنيد و اينجا کامنت نگذاريد. متشکرم ( آقاي امامی با عرض معذرت کامنتهای شما را هم حذف مي کنم و بنده هم هر وقت فرصت کردم در نشانی بالا مطلب خواهم نوشت ) راستی این عکسو وردارین خیلی ضایعس .! به قالبتونم نمیاد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به به مبينم که .. چقدر زود پيشنهاد منو عملی کردين خب به عنوان اولين عضو نويسنده ثابتتون آدرس ميل خودمو براتون فرستادم. توی کامنتای پست اولی افتاحیه گذاشتم لطف کنين بعد از فرستادن يوزر و پسورد که مخصوص خودم باشه اون کامنتم رو دیلیت کنین منتظر م ضمنا اين يوزر عمومی رو هم ورش دارین نکنه میخواین دم بساعت اینجارو کنترل کنین که چتوپرت ننویسن؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
...من تصور مي کنم آقاي ابطحي به دلايلي برخي نظرات را يکبار هم نمي خواند! ( نمونه اش موردي بود که در انتهاي پيامش نوشته بود لطفا اين را در سايت نياوريد! ) به همين خاطر و براي نشان دادن حسن نيت خودم پيشنهاد مي کنم حالا که وبلاگ ساختن رايگان است حداقل در اين يک مورد! بجاي اينکه مرتبا ابطحي را بخاطر سانسور سرزنش کنيم همه کساني که براي اينجا مطلب مي نويسيم متحد شويم و پايگاهي مثلا با عنوان ( پيامهاي وبنوشت ؛ بدون سانسور! ) راه بيندازيم و کپي مطالبمان را بطور کامل آنجا بياوريم تا مسئوليت آقاي ابطحي هم کمتر شود و هر وقت هم ميلش کشيد به برخي نظرات از آن جوابهاي مشکل گشا بدهد!... من از اين به بعد مطالبم را همين جا وارد مي کنم و ديگر منتظر تاييد آقاي ابطحي نمي مانم. شما چطور؟؟!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 2:5 قبل از ظهر توسط امامی
|
|
||