تبليغاتX
سند مکتوب شکست اهل تسنن در بحث با شيعه
با مطالعه بحث های موجود در اين وبلاگ به درماندگی اهل تسنن در مقابل بعضی از دلايل شيعه پی خواهيد برد!
سلام
حقیقت این است که نه قصد داشتم در بحث شرکت کنم و نه این داستان را برای کسی دلیل بیاورم؛ اما مطلب «موضوع بحث ...» خانم همسایه برایم جالب بود.
از کشف بزرگ ایشان که نهج البلاغه را امیر المومنین ننوشته‏اند و تکرار مکرر اتهام دروغین بودن کتب شیعه که بگذریم، وقتی دیدم خانم همسایه نزدیکی و خویشاوندی علی (ع) با رسول الله (ص) را دلیلی می‏دانند برای خلیفه نشدنشان! با خودم گفتم اگر این داستان را نگویم ظلم بزرگی کرده‏ام.
شاید این داستان مشخص کند که چرا تمایلی برای بحث در این مورد ندارم و چرا من هم مثل دیگران از پیش تصمیمم را گرفته‏ام و انتخابم را کرده‏ام.
بنا به سابقه‏ای که از گفته‏های خانم همسایه دارم(1)، ممکن است ایشان بخواهند باز هم من را هدایت کنند و متوجه اشتباهم نمایند. ممکن است بگویند برداشتم اشتباه بوده، من را هم مثل دیگران متهم به دروغگویی کنند، اهمیت مسئله را کم کنند، لیاقت ادراک من را زیر سوال ببرند یا صدها خط بی ربط بنویسند که اصل موضوع گم شود. شاید دوباره سوالی را که قبلا مطرح شده پیش بکشند و یا مصداق برداشت را چیز دیگری بدانند و...
حتی ممکن است دیگران هم من را بازخواست کنند که نباید بدون علم و دانش کافی دست به چنین کاری بزنم و تا توان عمل ندارم ایمانم را به خطر نیندازم. اما به لطف الهی حقیقت بر من روشن شده و انشاءالله هیچ بنی بشری نمی‏تواند من را از آن چه پروردگار به من عنایت کرده جدا کند.

شاید 6 سال پیش، زمانی که هنوز از توطئه‏ها و تهمت‏های وهابیت بی‏خبر بودم و بشارت 12 سرور از فرزندان اسماعیل را در تورات نشنیده بودم و روایت 12 خلیفه‏ی پیوسته‏ی صحاح را نخوانده بودم، به جهت مشکلاتی که در اعتقادات عوام جامعه می‏دیدم، نظراتی غیر از دیگران داشتم. بعضی از آن‏ها را با عقل ناقصم و برخی را با حکم صریحی که در قرآن دیده بودم و برخی را با تطابق دادن با رفتار و گفتار بزرگان توجیه می‏کردم. اما کار به جایی کشید که در مورد امامت 12 امام و ترتیب و توالی آن، با خودم گفتم شاید اصلا آنچه به من رسیده صحیح نباشد.(2) به همین دلیل به تنها مرجعی که از صحتش اطمینان کامل داشتم مراجعه کردم و سوالم را به کتاب خدا عرضه کردم. پاسخی را که گرفتم ترجمه نمی‏کنم و برداشت را به خودتان می‏سپارم.
هود - 17
أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ


در پناه حق

-----------------------------------
(1) یک بار به خانم همسایه از پیش تذکر دادم که فقط به منظور هدایت دیگران بحث را ادامه ندهند؛ ایشان هم بعد از برآشفتگی ملایمی پاسخ بسیار زیبایی دادند که واقعا اگر عمل می‏شد آمال ما برآورده بود. اما در بحث بعدی دقیقا همان که گفته بودند نخواهند کرد را بروز دادند. این مطالب هم تنها تذکری مثل قبلی است و بازخواست پیش از عمل نیست. انشاءالله رفتار و برخورد ایشان هم راهنمای ما خواهد بود.
(2) من این داستان که افرادی در یک چیز شک می‏کنند و بعد از تحقیق به همان باور اولیه می‏رسند را بارها از زبان نوجوانان و جوانان کم تجربه‏ای که می‏خواهند حرفشان را به کرسی بنشانند شنیده‏ام. باورش با خودتان.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط محمد زارع  | 

سلام
از بابت غیبت نوشتاری عذر می‌خواهم. در حقیقت با اینکه درخواست اکانت کرده بودم ولی قصد نداشتم مطلب بنویسم و تنها به خواندن نظرات اکتفا می‌کردم.
حضور مجدد حاج آقا حسنی را هم خوش آمد می‌گویم و منتظر راهنمایی‌های ارزشمندشان خواهم بود. در موردی ایشان فرموده بودند که شرکت در این مباحث بدون فراگیری شرایط آن، ممکن است موجب تزلزل درونی و مقاومت بیرونی شود. باید عرض کنم که کاملا موافقم. اما باید در مورد رفتار خودم توضیح کوچکی بدهم.

در واقع موضع‌گیری بنده دلیلی غیر از تزلزل درونی داشت. بنده وقتی مطالب اولیه‌ی خانم فاطمه همسایه نزدیک را خواندم، احساس کردم دغدغه‌ی ایشان حق و حقیقت است و حتی موافقتم را با بخشی از سخنانشان اعلام کردم.(1) اما در ادامه‌ی سخنان ایشان احساس کردم اگر ادامه بدهیم در دور باطلی خواهیم افتاد که براساس تجارب قبلی هیچ حاصلی نخواهد داشت.
امیدوارم خانم همسایه نزدیک از این حرف دلگیر نشوند اما تفاوت بزرگی هست بین اصلاح و تخریب. در عین حال شرکت در این مباحث نیازمندی‌های خودش را دارد که از جمله کوچکترین آنها وقت آزاد است؛ نیت خالص و دانش کافی و اعصاب پولادین و اطمینان از عنایت و رضایت حق تعالی بماند. بنابر این تصمیم گرفته بودم تنها ناظر مباحث باشم و بدون دانش حرفی نزنم.(2)
خوشبختانه دو طرف مباحثه با نشان دادن شخصیت، دانش و اخلاق حسنه، درگیر مباحث ضد ارزشی نشدند و امیدوارم هیچ وقت پای چنین مباحثی به میان کشیده نشود؛ ولی انتظار من این است که وقتی حاج آقا حسنی می‌فرمایند برای ادامه‌ی مطلب رهنمودهایی دارند، منتظر فرمایشات ایشان بمانیم.
امیدوارم رهنمودهای ایشان موجب شود که در این وبلاگ شاهد دور باطل و مراء و تعصب و کتمان حقیقت نباشیم.
سوالی هم که خانم همسایه می‌فرمایند مطرح کرده‌ام تنها خواهشی از ایشان بوده که اگر تمایل داشتند پیگیری می‌کنند و در صورت لزوم با دانشمندان مجلس به مباحثه خواهند نشست. اما اگر قصد ایشان تنها هدایت دیگران باشد بعید می‌دانم آن هم به نتیجه برسد.(3)

در پناه حق
----------------------------------------
(1) هرچند این موافقت مورد انتظار دوستان دیگر نبود ولیکن بنده هنوز هم به همان عقیده‌ام و صرف تایید و مخالفت کسی موجب برگشتن من از اعتقادم نخواهد شد. در موارد دیگر مثل آیه‌ی تطهیر و عصمت و صحابه و عزاداری و زیارت قبور هم اعتقادات خودم را دارم اما همیشه تاکید می‌کنم که من متخصص نیستم و نباید برداشت‌هایم مرجع نظر شخص یا گروه دیگری باشد. در عین حال احتمال برداشت اشتباه را هم می‌دهم و اگر سخن حقی بشنوم رو بر نمی‌گردانم.

(2) البته به عنوان یک ناظر حق انتخاب را برای خودم محفوظ می‌دانم.

(3)  قضاوت پیش از عمل نکرده‌ام؛ تنها تذکر بود.

نويسنده: فاطمة همسايه نزديك
چهارشنبه 29 شهريور1385 ساعت: 9:24
و عليكم السلام
چه سخنان زيبا و پر معنايى : " شرکت در این مباحث نیازمندی‌های خودش را دارد که از جمله کوچکترین آنها وقت آزاد است؛ نیت خالص و دانش کافی و اعصاب پولادین و اطمینان از عنایت و رضایت حق تعالی بماند "

خداوند اجرش را به شما بدهد ، جزاك الله خيراً .

 
نويسنده: فاطمة همسايه نزديك
چهارشنبه 29 شهريور1385 ساعت: 11:47
آقاى زارع ، مطمئن باشيد هدف تخريب ندارم و بقول قرآن إن شاء الله تعالى " إن أريد إلا الإصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله "
 
 
نويسنده: فاطمة همسايه نزديك
چهارشنبه 29 شهريور1385 ساعت: 13:31
آقاى زارع منظورتان را درست نفهميدم از اين جمله " اگر قصد ایشان تنها هدایت دیگران باشد بعید می‌دانم آن هم به نتیجه برسد."

ببنيد آقا ، ما همه محتاج هدايتيم .

و تنها انسان متكبر خود را غنى از هدايت مى داند.

انبياء عليهم السلام با وجود اينكه خود امام و پيشوايان هدايت شده بودند ، نيز هدايت خود را به الله تعالى نسبت مى دادند.

تا چه رسد به فقيرى همانند من كه آنقدر كمبود علم و دانش دارم كه جز خداوند كسى به خطر آن آگاه نيست.

اللهم علمنا ما ينفعنا و أنفعنا ما علمتنا
خداوندا ، بما آنچه به نفع ماست بيآموزان و ما را از آن علم نصيبى ده.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط محمد زارع  |